پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پُشتی داد: شعرِ زیبایی خواند، و مرا برد به آرامش زیبایِ یقین! زندگی شاید، شعر زیبای پدرم بود که خواند... #سهراب_سپهری

here
Joined March 2007
نسیمی کز بن آن کاکل آیو مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو چو شو گیرم خیالش را در آغوش سحر از بسترم بوی گل آیو "باباطاهر"
5
8
1
100
به قول یارو ۸ ماهه دارن جوونامونو اعدام می‌کنن که ثابت کنن مردم رو اونا نکشتن، جاسوس‌های اسرائیلی کشتن
8
94
اگه الان دو تا فلسطینی تو زندان عقد میکردن و یکیشون چند ساعت بعد اعدام میشد، این زامبی‌های انسان‌نما خودشونو پاره می‌کردن! #علیرضا_سپاهی
34
1,691
7
16,708
91,664
Replying to @reza_nu98
افت‌قند واقعا فاجعه‌ست...گاهی انگار مغز به‌طور کلی خاموش میشه، گاهی حس مست بودن بهت دست‌میده طوری که بعد از برگشتن به حالت نرمال به عقل خودت شک می‌کنی. بیشتر انگار آدمو دچار زوال‌عقل موقت می‌کنه
2
3
1
351
12,452
omniscient retweeted
امشب شب‌ آخره زندگیمه، یه عذاب ده‌ساله رو بدوش کشیدم ولی اشمب میزارمش زمین، ده سال از تجاوز سهراب پورناظری بمن میگذره به هردری زدم ‌ولی زور سهراب بیشتر بود پیج می‌تو تو ضدزن‌ترین فمینیستی،ماندانا ازتو نمیگذرم ده بار روایتمو راست‌آزمایی کردی بعد پولتو از سهراب گرفتی و منو رها کردی
42
87
30
1,363
393,136
omniscient retweeted
از دختر حجابیایی که سعی می‌کنن بامزه و باحال باشن متنفرم
124
318
45
12,050
180,131
سوررئال‌ترین عکسی که تا حالا تو عمرم دیدم
اقاي ج ا داري اب در هاون ميكوبي. اين بچه نه تنها با حجاب نميشه بلكه دچار تناقض ميشه. نكن اين كار را با روان اين طفلان معصوم حجاب واجب نيست. بگذار دختران ازادانه مدرسه بروند.
1
15
361
خیلی دلم می‌خواد بیام اولین پاییز بدون خامنه‌ای رو تو ایران ببینم پاییز بدون خامنه‌ای باید خیلی زیباتر باشه با رنگ‌های قشنگ‌تر اخ ... دلم لک زده برای پاییز بدون خامنه‌ای شیراز #شیراز
10
176
omniscient retweeted
اگر دارید دانش آموزان را حاضر غایب می کنید خاطرتان باشد که: فقط دانش آموزان میناب غایب نیستند بیش از 200 دانش آموز در جنایت دیماه کشته شد نه توسط دشمن خارجی بلکه توسط حاکمیت! همچنین خاطرتان باشد که بسیاری به خاطر فقر و فلاکت که حاکمیت ایجاد کرده توان رفتن به مدرسه را ندارند.
26
682
5
8,379
51,831
از سر کار برمی‌گشتم پام رفت رو یه حلزون صدای خورد شدن صدفش زیر پاهام از ذهنم بیرون نمیره از ناراحتی وجدان شبش خوابم نبرد چه جوری این همه آدم کشتید و خونشونو توی خیابون‌ها جاری کردید و ککتون هم نگزید؟ چقدر بی‌شرفید شما مزدوران عرزشی و جان فدا🤮
1
11
195
omniscient retweeted
ازدواج سنتی یعنی منِ مادر پسر، ضعفهای پسرمو میدونم و تو رو بر اساس اون انتخاب کردم. اگه پسرم دست بزن داره تو که بی سر و زبونی رو انتخاب میکنم. اگه قدرت تصمیم گیری نداره تو که زبر و زرنگی رو میگیرم. اگه عرضه پول دراوررن نداره تو که کارمندی رو میگیرم و....
72
86
17
3,285
122,567
omniscient retweeted
یکی به این عرزشیایی که انقدر نگران بنیان خانواده‌هاشونن واسه بی حجابی بگه شوهرای تخمی شما بخوان هم این دخترای به این نازی و تمیزی بهشون پا نمیدن. بنیان خانواده‌های شما رو یه جنده عرزشی مثل خودتون فقط می‌تونه به هم بریزه.
102
270
18
7,923
62,170
هر وقت احساس کردید که فمینیست‌ها “افراطی” شدن یادتون بیاد هنوزم مردها برای ترسوندن و اذیت کردن زن‌ها روشون آب می‌پاشن که اون چند ثانیه‌ای که داری به خودت میای که ببینی اسید بود یا نه دنیا برات تیره و تار شه
19
139
5
3,112
21,466
دلم واسه اين بچه هاي كم سن و سال كه ظاهر زندگياي ملت رو توي سوشال مديا ميبينن و فكر ميكنن اين شوآفا حقيقتِ اون زندگيه، مقايسه ميكنن، افسرده ميشن و افكار خودكشي پيدا ميكنن خيلي ميسوزه.
3
1
19
465
کاش مردها قبل از خیانت کردن میرفتن سر کوچه پرینت بگیرن
1
8
236
آخرین باری که بابام کتکم زد بخاطر دیدن انیمیشن داستان اسباب بازی بود! مغز این مرد رو اینقدر شست و شو داده بودن و آخوندا توش گوه ریخته بودن که وقتی دید من و خواهرم داریم انیمیشن میبینیم بنظرش بغل کردن پسر توسط مادر اروتیک اومد گفتیم مادر و پسرن گفت تو واقعیت که نیستن ۲/۱
186
37
58
6,051
323,759
omniscient retweeted
بچه ها اگر ی دختر خوشگل دیدین مطمئن باشید تو لاو لایفش سگ شاشیده پس با خیال راحت برین پیشنهاد بدین و از تعهدش لذت ببرین
60
97
13
5,021
122,285
اون موقع‌ها این تلفن‌های اینترنتی و تماس تصویری وجود نداشت من فقط با تلفن کارتی می‌تونستم با مامانم صحبت کنم می‌ترسیدم دخترم رو حموم کنم و واقعا اگه کمک‌ها های پرستارهای بیمارستان نبود دیوانه می‌شدم
1
1,159
41,635
زمان گذشت ولی کینه و نفرتی را که نسبت به این زن پیدا کردم هیچ وقت از بین رفتنی نیست. و پسرش که می‌دونست مامانش قصد اومدن نداره و فقط هدفش اینه که مامان من نیاد پیشم اصلاً برایم قابل درک نیست که چه جوری یک انسان می‌تونه انقدر پلید باشه
25
2
1,928
41,380
این برنامه را چیده که فقط جلو اومدن مامان منو بگیره ماه آخر حاملگیم بود و فقط گریه می‌کردم از اینکه خودم دست تنها تو شهر غریب باید زایمان کنم خیلی ترسیده بودم من هیچکسو اینجا نداشتم حتی یه دوست نداشتم هیچ وقت شبی رو که از بیمارستان با فرزندم تو بغلم اومدم خونه
3
1
1,200
43,791
یادم نمیره هیچ خوراکی تو خونه نبود شوهرم فقط ۱۰ روز مرخصی داشت و تو اون ده روز هم هیچ کمکی به من نمی‌کرد فقط خریدهای بیرون از خونه رو انجام می‌داد نگهداری از خودم نگهداری از بچه و درست کردن غذا با خودم بود هیچی بلد نبودم و نمی‌دونستم چه جوری از یه بچه کوچیک باید نگهداری کنم
6
1
1,224
42,458
فرزند اولم رو که حامله شدم خیلی ترسیده بودم و تنهایی بهم فشار می‌آورد داشتم مامانم رو که اصلاً اهل سفر نیست راضی می‌کردم که برای زایمان بیاد پیشم بمونه خیلی روی مامانم کار کردم و درست وقتی که راضیش کرده بودم بیاد و دنبال دعوتنامه براش بودم مادر شوهرم فهمید
146
1
32
2,553
225,755
نشست زیر پای شوهرم که لزومی نداره واسه مادر زنت دعوتنامه بگیری خودم میام واسه زایمان زنت پیشش می‌مونم از اون بر هم به مامانم زنگ زد که من قراره خودم برم آمریکا و شما لزومی نداره برین همه زحمت‌های منو به هم زد نزدیکای زایمانم که بود فهمیدم اصلاً قصد نداره بیاد و
1
1,162
44,105