پرتقال (@4i4U) header
پرتقال (@4i4U) profile picture

it's harder to be loyal, brave and true.. 🔪🍊📙🐼🍂🎼🦋🎨🧡🍓 مالکِ هشتگِ #چه_قشنگ ✿ ایده‌پرداز ♞ پدرخوانده

𝚔ö𝚛𝚜𝚋ä𝚛𝚜𝚍𝚊𝚕𝚎𝚗
Joined August 2011
Photo by پرتقال (@4i4U)Photo by پرتقال (@4i4U)Photo by پرتقال (@4i4U)Photo by پرتقال (@4i4U)Photo by پرتقال (@4i4U)Photo by پرتقال (@4i4U)Photo by پرتقال (@4i4U)Photo by پرتقال (@4i4U)
توییتر یه‌زمانی برای بعضی از ماها، مواقعی که توی شرایطِ بد و مزخرفی بودیم، مأمن بود، خونه بود.. ولی الان رسیده به جایی که یک عده از خودی‌ها شدن بلای جونِ بقیه.. این ناامنی بهای یکی‌نشدنِ صدای مخالفینِ ظلم‌ـه. هیچکسی منِ خودش رو زمین نمی‌ذاره.. هر کسی می‌خواد جداگانه مُشت بزنه..
2
11
198
چشمهاش خیلی مهربونن..
پرتقال retweeted
ما از حجاب اجباری رد نشدیم بچه‌ها ما هنوز داریم مبارزه می‌کنیم من اگر بدون مقنعه بیام سرکار درجا اخراجم میکنن
تروما جمعی اینطوری که ما ۴۰۱ از حجاب اجباری رد شدیم ولی هنوز یه عده شال و‌ رو سری تا نصفه می کشن رو سرشون یا دور گردنشون می زارن
44
176
6
6,536
46,430
شاهکار 😆😂🤣
3
75
جی‌دی! حبیبی.. 🚶🏻‍♀️
3
54
dont ever mistake my kindness for weakness. im kind, because i choose to be! not because i dont have boundaries. im kind, not an idiot! there's difference.. #quotes #iG
1
35
با منی که دو روزه ده ثانیه ویدیو ندیدم بدون مکث‌های سی چهل ثانیه‌‌ای، از اینکه طرزِ فکرِ یک بهتره برای سرنگونی یا طرزِ فکرِ دو حرف نزن!!
21
دیگه وقتی دوست‌مون واردِ خونه‌مون می‌شه سلام که می‌کنیم بهش
2
34
و در آخر هم یک پرتقال از دست‌های پدرخوانده میفته روی زمین، و پدرخوانده می‌میره.. 🥺🍊
در ادامه‌ی تماشای مکررِ سه‌گانه‌ی پدرخوانده: پدرخوانده‌ی سه #لحظه
24
😭😭😭😭😭🥹🫠
4
46
منتظرن با غلطک از روشون رد شم 😂😀
28
11
2
250
2,624
در ادامه‌ی تماشای مکررِ سه‌گانه‌ی پدرخوانده: پدرخوانده‌ی سه #لحظه
1
44
چه سخیف و زشت.
2
48
بلاخره غذا 😭 نودل و سالاد 😋
34
پاشَم.. پاشَم پدرخوانده‌ی دو رو شروع کنم و کارهام رو هم حین‌ش انجام بدم.
2
48
ای‌کاش پاشم یه چیزی آماده کنم بخورم
4
55
اون‌روز وسطِ لرزیدن مجبور بودم کاری رو انجام بدم؛ و داشتم تلاش می‌کردم با تسلطِ ذهنی لرز رو متوقف کنم.. تا حدِ خوبی هم موفق شدم، ولی همونطور که همیشه گفتم، بدنِ آدمیزاد باگِ خلقته. ناچارم می‌کرد بلند ناله کنم که مسلط باشم و بعد از انجام‌شدنِ کار تسلیم شدم.. دلم می‌خواست گریه کنم.
2
62
من از مقراض گذشته‌ام از جنون تا خون از ایستادن [ لبه‌ی تیغ ] سنگِ شرف به پشت کشیده‌ام سیزیف‌وار رو به خورشید از آمودریا تا هنگام.. آاااای دُرنای قشنگم ای پروانه‌ی شب داد از دَدمنشیِ بوسه‌هات شعله می‌کشید انارِ چشمهات آه دُرنای قشنگم ای هم‌آغوشِ عصیان هم‌پیاله‌ی حسرت هم‌کیشِ درد..
4
140
این دردهای موذیِ پیوسته در کمین
4
64
🧐
صادقانه بگو دوست داری پوشش بابا و داداشت کدوم باشه؟😅
1
50