Joined July 2009
Krieg im Wartestand: Die fragile Waffenruhe zwischen #Trump und #Teheran Gastbeitrag von Kazem Moussavi jungle.world/blog/von-tunis-… @MENA_WATCH @Jungle_World @iran_e_sabz @AuswaertigesAmt @realDonaldTrump
1
1
2
104
بازگشت ماچادو به #ونزوئلا وضعیت صحنه سیاسی کشور را بغرنج‌تر کرد. ورود برنده جایزه صلح نوبل سال گذشته به کشور و سپس برگزاری یک اجتماع بزرگ، دولت رودریگز و معامله با دولت آمریکا را با مشکلات بزرگی روبرو کرده است. دولت آمریکا اعلام کرد که از ورود ماچادو اصلاع نداشته.
1
1
81
حملات موشکی و پهپادی امروز #سپاه_تروریستی_پاسداران به مناطق اطراف مریوان در روستای گویله تلفات و خسارات زیست محیطی در منطقه بجای گذاشت. این چندمین حمله حکومت به نقاطی در #کردستان ایران در طول این هفته بوده است.
1
1
74
ناوی پیلای برنده #جایزه_صلح_نوبل امسال شد. پیلای، قاضی اهل آفریقای جنوبی، روز جمعه جایزهٔ صلح نوبل را به پاس “تلاش‌هایش برای ارتقای صلح و حقوق بین‌الملل” دریافت کرده است.
1
1
4
91
به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام
For the Iranian regime, executions are a means of domination. They have served for 48 years of intimidation and suppression of political resistance.
1
4
55
از #رنسانس_فرهنگی به این سروهای از پا ننشسته‌ی وطنم بگو! برای توصیف کثافت ِوجود شما، هیچ واژه‌ای، مطلقا هیچ واژه‌ای، کافی و رسا نیست.
10
75
1
659
6,365
رضا پهلوی در شروع جنبش بزرگ #زن_زندگی_آزادی به عنوان یک مخالف جدی و واقعی مطرح نبود. تا روند تغییر و تبدیل آن شعار ارزنده که وجهه جهانی یافت، به شعار «میهن گاوداری» آسیب شناسی نشود، خطر انحراف و پوپولیسم در کمین جنبش آزادیخواهانه خواهد بود. این افراد در چنین روندی نقش داشتند.
1
3
92
مقاله دکتر کاظم موسوی در باره گزارش #عفو_بین‌الملل jungle.world/blog/von-tunis-…
Amnesty International has on 9/16, the fourth anniversary of the state murder of Mahsa Jina Amini, presented a 1,000-page investigation report entitled "Architects of Atrocities: State Machinery Orchestrating Crimes Against Humanity in Iran's 2022 #WomanLifeFreedom Uprising"
1
5
128
#اعتصابات_سراسری در شهرهای کردستان ایران به دعوت ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان #ایران
2
6
87
اره حرفایی که میخواستم مطرح کنم اما وقت نشد: این مصاحبه را می‌کنم چون سکوت من به درد بازداشتی نمی‌خورد. اختلاف سلیقه را بعداً می‌شود بحث کرد. آنچه امروز در خطر است، خودِ حقیقت است. اسم‌ها، زخم‌ها، و اینکه این‌ها تصادفی نبود. نیامده‌ام پرچم گروهی را بالا ببرم. آمده‌ام بگویم آنچه دیدم و ثبت کردم. اگر این را نگویم، هم به زندانی خیانت کرده‌ام، هم به کسی که هنوز داخل است. اختلاف عقیده حق است؛ انکار جنایت نه. در سپیدار و وکیل‌آباد و تهران، از ۱۴ تا ۶۵ سال بودند؛ محصل و معلم و آرایشگر. کسی که تجاوز شد یا تیر خورد، اول از تو نپرسید اصلاح‌طلبی یا برانداز، چپ یا سلطنت‌طلب. سرکوب روی بدن رفته، نه روی مانیفست. وقتی اول می‌پرسی «تو با کدام طیف بودی»، همان منطق بازجو است: جدا کن، وصل کن به رسانه و موساد، بی‌اعتبار کن. وحدت به‌معنای یکی شدن فکر نیست؛ به‌معنای این است که سند شکنجه را به خاطر پرچم طرف مقابل پاره نکنیم. می‌شود فردا سر قانون اساسی، سکولاریسم، فدرالیسم یا اقتصاد جنگید. نمی‌شود امروز سر اینکه تجاوز در ون رخ داده یا سالن تهران بزرگ پر از تیرخورده بوده، معامله کرد. اگر روی واقعیت به توافق نرسیم، روی آینده هم به توافق نمی‌رسیم. اختلاف عقیده را کنار نمی‌گذارم چون فکرها یکی شده. کنار می‌گذارم چون شکنجه منتظر اجماع ما نماند. کسی که در فریمان تجاوز شد یا در فشافویه به پا تیر خورد، اول عضو حزب من نبود. اول یک انسان بود. اگر تا وقتی شبیه ما فکر نکند حاضر نباشیم صدایش را بشنویم، همان کاری را کرده‌ایم که بازجو می‌خواست: ما را تکه تکه کند تا هیچ شهادت جمعی ساخته نشود. اختلاف را حذف نمی‌کنیم. جایش را عوض می‌کنیم. اول حقیقت و نجات آدم‌ها؛ بعد دعوای برنامه سیاسی. برعکسش یعنی دعوا روی جسد. وظیفه سیاسی من از گزارش آمده، نه از شعار. وقتی در چند زندان یک الگو می‌بینی، دیگر مسئله سلیقه نیست. مسئله این است که این نظم فقط با ترس زنده است. پس کار سیاسی من این است که آن ترس را بشکنم: روایت کنم، هزینه انکار را بالا ببرم، و نگذارم جنایت به امر مدیریتی تبدیل شود. زن، زندگی، آزادی فقط شعار ۱۴۰۱ نبود. همان منطق است: بدن زن و بدن معترض مال حکومت نیست. دی‌ماه ادامه همان است؛ فقط بی‌رحم‌تر شد. من امتداد آن‌ام چون هنوز همان حرف را می‌زنم: زندگی مقدم است بر ولایت، و آزادی مقدم است بر ترس بعد از کشتار، ظاهر خیابان عوض شد: تجمع کمتر شد، حسابگری بیشتر شد. اما اقتصاد همان فشار را هر صبح برمی‌گرداند؛ نان، اجاره، مغازه، کار. حکومت با گلوله صدا را گرفت، با گرانی زخم را باز نگه داشت. نتیجه این شده که مطالبه از گرانی عبور کرده. مردم دیگر فقط نمی‌گویند کالا گران است؛ می‌گویند این نظم هم جان می‌گیرد هم نان. خیابان خاموش نیست. فشرده است. و خیابان فشرده خطرناک‌تر از خیابان پرسر و صدا است، چون دیگر توهم اصلاح ندارد. ما قدرت‌طلبی نمی‌خواهیم. عزت نفس می‌خواهیم. عزت نفس یعنی حق زندگی بدون ترس و بدون تحقیر. جمهوری اسلامی دقیقاً همین را گرفته: نان را، بدن را، نام را، و حتی حق سوگواری را. بازسازی روایت یکی از راه‌های ادغام تجربه وحشتناک در زندگی فرد است نه فراموش‌کردن، بلکه شکل‌دادن به آن. همزمان، حافظه جمعی ساخته می‌شود: نام‌ها، مکان‌ها (خاوران، اعتراضات ۱۴۰۱ و غیره) به نماد دادخواهی تبدیل می‌شوند چون خانواده‌ها ایستادگی کردند و روایت کردند. جزئیات را برای تماشا نمی‌گویم. می‌گویم تا نتوانند بگویند این‌ها شایعه است. هر روش یک کارکرد داشته. اگر کارکرد را نگوییم، جنایت ناقص روایت می‌شود.
141
357
39
1,595
63,031
«ما مردمان اتفاقی بودیم» در نیمه‌ی اردیبهشت ۱۳۷۰ به سردبیر کیهان می‌نویسد؛ ما نویسندگان تا کنون پاسخ اتهام‌ها و اکاذیب شما و دوستانتان را نداده‌ایم؛ نه از روی ترس یا بیم عواقب حکومت اسلامی. که شأن فرهنگ و هنر را والاتر از دنائت شما می‌دانیم. «که این سكوت دردمندانه از سر تأمل و فرزانگی است» دکتر جواد مجابی رونوشتی از همین نامه را با مدارک اتهامی و تشویق امت همیشه در صحنه بدست مدیر مسئول کیهان، برای حذف و قتل نویسندگان با امضای چند شاعر و نویسنده‌ی دیگر برای قوه‌ی قضاییه هم می‌فرستد و می‌نویسد؛ ما عملا امنيت خود و خانواده‌هاى خود رادر مخاطره مى‌بينيم. و در فراز درخشانی از همان نامه، می‌آورد: «ما نمی‌خواهیم وزیر و وکیل و مشاور و غیره بشویم. اگر می‌خواستیم چون لیاقتش را داشتیم می‌توانستیم. اما فرهنگ و ادب را برتر از این مناصب و مشغله‌ها می‌دانیم» همین شد که چندی بعد گماشتگان بُت اعظم او و ۲۰ عضو “کانون نویسندگان ایران” را سوار اتوبوس ارمنستان کردند تا حکومت اسلامی، یک‌جا از دست این “خائنان بریده از مردم و انقلاب” به گفته‌ی مدیر مسئول وقت کیهان، خلاص شود. مجابی خودش پیش‌تر در فرازی از یکی از اشعارش سروده بود که گویی ما مردمانی اتفاقی بودیم در این روزگار و بر این خاک! /۱
18
30
2
484
11,461
«رنج ذاتا بیان ناشدنی است. محنت‌زدگان در سکوت در پی کلماتی می‌گردند که بیانگر حالشان باشد و کلامی نمی‌یابند. که حتی اگر هم بیابند، کلماتی نادرستند» - سیمون وی (از آخرین رساله‌اش پیش از مرگ) چندین سال از خاموش شدنش گذشته بود که نامه‌های صریحی که در نقد دین ‌و سیاست به کشیش ژان-ماری پرن نوشته بود، تحت عنوان “در انتظار خدا” منتشر شد. در جایی از آن می‌نویسد؛ توجه، نقطه مقابل ترحم است. زیرا؛ «کمکی که از سر ترحم به آن‌کس که در بدبختی غوطه‌ور است می‌کنیم برای این‌ست که دیگر مجبور نباشیم به او بیندیشیم. ترحم می‌کنیم تا بتوانیم با آسایش خاطر و با فاصله گرفتن از دیگری، زندگی خودمان را بکنیم»/۱
11
23
3
306
6,467
jungle.world/blog/von-tunis-… از مکتب فرانکفورت تا مکتب تهران چرا جنبش آزادی‌خواهی ایران به چیزی فراتر از سرنگونی جمهوری اسلامی نیاز دارد «اسطوره خود پیشاپیش روشنگری است، و روشنگری نیز به اسطوره بازمی‌گردد.» — ماکس هورکهایمر و تئودور و. آدورنو
Von der Frankfurter Schule zur Teheraner Schule Gastbeitrag von Kazem Moussavi jungle.world/blog/von-tunis-… @iran_e_sabz @MENA_WATCH @Jungle_World @tazgezwitscher @AuswaertigesAmt
1
1
101
مستند «فراموش شده» که با بودجه سپاه پاسداران و وزارت نفت تهیه شده در باره تالاب #هورالعظیم است. البته در این فیلم باصطلاح مستند حرفی از خشکاندن تالاب برای ایجاد چاههای نفتی توسط سپاه گفته نمی‌شود. اصلاح طلبان #محیط_زیستی هم مانند همیشه وظیفه تبلیغات را بر عهده دارند.
1
1
104
Deadly Deadlock: Trump Seeks to Declare Victory, the Islamic Republic Seeks to Survive #IranWar‌ iran-e-sabz.org/post/the-dea…
1
5
142
#Isfahan unter dem Galgen der Islamischen Republik Gastbeitrag von Kazem Moussavi jungle.world/blog/von-tunis-… @iran_e_sabz @MENA_WATCH @Jungle_World @freiburg @badischezeitung @AuswaertigesAmt
6
1
8
787