Pinned Tweet
عملیات نیروهای ویژه جبهه آزادی در زیباک بدخشان
واحد عملیاتی ویژه جبهه آزادی موسوم به «اکمل»، ویدیویی از عملیات این نیروها علیه طالبان در ولسوالی زیباک بدخشان منتشر کرده است.
بر اساس گزارش ها، چندین واحد جبهه آزادی در یک عملیات مشترک، کاروان نیروهای کمکی طالبان را هدف کمین قرار داده و به این گروه تلفات سنگینی وارد کرده اند.
Intel Edge retweeted
شش سال پیش در چنین روزی: نیروهای امنیت ملی افغانستان، یکی از رهبران ارشد القاعده و نفر دوم این شبکه را در ولایت غزنی افغانستان از بین بردند.
#غزنی، ۲۴ اکتوبر ۲۰۲۰ — شش سال پیش در چنین روزی، نیروهای ویژه ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان (#NDS)، تحت رهبری @zia_saraj1، طی یک عملیات موفق ضدتروریستی در ولایت غزنی، ابومحسن المصری، از رهبران کلیدی القاعده در شبه قاره هند را از بین بردند.
#المصری که در فهرست تروریست های تحت تعقیب افبیآی قرار داشت، از چهرههای ارشد ساختار فرماندهی القاعده به شمار میرفت. کشته شدن او ضربهای مهم به فعالیت های این گروه وارد کرد.
این دستاورد تاریخی، یادآور شجاعت، مسلکی بودن و تعهد نیروهای امنیتی افغانستان، به ویژه ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان است؛ نیروهایی که با تلاش های بیدوقفه خود، شبکه های تروریستی بینالمللی را به شدت تضعیف کردند و نقش مهمی در حفاظت از افغانستان و منطقه در برابر تهدیدهای بزرگ تروریستی ایفا نمودند.
𝗙𝗶𝘃𝗲 𝗬𝗲𝗮𝗿𝘀 𝗔𝗴𝗼 𝗧𝗼𝗱𝗮𝘆: 𝗡𝗗𝗦 𝗘𝗹𝗶𝗺𝗶𝗻𝗮𝘁𝗲𝗱 𝗦𝗲𝗻𝗶𝗼𝗿 𝗔𝗹-𝗤𝗮𝗲𝗱𝗮 𝗟𝗲𝗮𝗱𝗲𝗿 (𝟮𝗻𝗱 𝗶𝗻 𝗰𝗼𝗺𝗺𝗮𝗻𝗱) 𝗶𝗻 𝗚𝗵𝗮𝘇𝗻𝗶 𝗣𝗿𝗼𝘃𝗶𝗻𝗰𝗲
#Ghazni, October 24, 2020 — Five years ago today, the National Directorate of Security (#NDS) Special Forces, under the leadership of @zia_saraj1 , carried out a successful counterterrorism operation in Ghazni Province, killing Abu Muhsin al-Misri, a key Al-Qaeda leader for the Indian Subcontinent.
#Al_Misri, who was listed on the FBI’s Most Wanted Terrorists, was a senior figure within Al-Qaeda’s regional command structure. His death marked a major setback for the group’s presence and operations in South Asia.
This historic achievement remains a powerful reminder of the courage, professionalism, and dedication of Afghanistan’s National Security Forces, particularly the NDS, whose relentless efforts significantly weakened global terrorist networks and safeguarded Afghanistan and the region from major threats.
Intel Edge retweeted
#مقدمه
پس از سقوط رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱، حضور نظامی ایالات متحده و متحدانش در افغانستان به تدریج با برنامه های گسترده بازسازی زیرساخت ها، ایجاد نهادهای دولتی، آموزش نیروهای امنیتی و ارائه خدمات عمومی همراه شد. بسیاری از تحلیل ها این روند را «ملتسازی» نامیده اند؛ اما برای درک ماهیت واقعی این مداخله، باید میان هدف اصلی جنگ، ابزارهای دستیابی به آن و پیامد های جانبی اقدامات نظامی تفاوت قائل شد.
هدف #مداخله
هدف اصلی عملیات آزادی پایدار، تضعیف القاعده، نابودی توان آن برای سازماندهی حملات تروریستی و جلوگیری از استفاده مجدد از خاک افغانستان به عنوان پایگاه این گروه بود. با این حال، تجربه نشان داد که سرنگونی یک رژیم به تنهایی برای جلوگیری از بازگشت تهدید کافی نیست. برای جلوگیری از تجدید سازمان طالبان و دیگر گروه های مسلح، نیروهای خارجی به جاده ها، پایگاهها، شبکههای اکمالاتی، نیروهای امنیتی محلی و حضور مؤثر حکومت در مناطق دور دست نیاز داشتند. از این منظر، بخش مهمی از فعالیت های بازسازی را میتوان در چارچوب الزامات نظامی و راهبرد ضدشورش تحلیل کرد.
تیم های بازسازی #ولایتی: پیوند بازسازی و امنیت
تیم های بازسازی ولایتی (PRT) نمونه روشنی از پیوند میان بازسازی و اهداف امنیتی بودند. این تیم ها علاوه بر همکاری با نهاد های ملکی، در ساخت جادهها، پل ها، مکاتب، کلینیک ها و ساختمان های دولتی نقش داشتند، اما کارکرد این پروژهها به ارائه خدمات عمومی محدود نمیشد. جادهای در یک منطقه دورافتاده میتوانست رفت و آمد نیروهای افغان و خارجی و انتقال تجهیزات و اکمالات را تسهیل کند و دسترسی طالبان به برخی مناطق را دشوارتر سازد. ایجاد مراکز دولتی نیز حضور حکومت را در مناطقی گسترش میداد که پیش تر زیر نفوذ گروههای مسلح بودند.
جلب حمایت محلی
در همین چارچوب، مفهوم «جلب قلب ها و ذهن ها» اهمیت یافت. فرض بر این بود که ارائه خدمات، بهبود زندگی و افزایش حضور حکومت، اعتماد مردم را تقویت و زمینه اجتماعی فعالیت شورشیان را تضعیف میکند. بنابراین بازسازی میتوانست هم هدف توسعهای داشته باشد و هم ابزار حمایت از راهبرد نظامی باشد؛ این دو کارکرد لزوماً متضاد نبودند و یک جاده میتوانست هم به انتقال نیروهای امنیتی کمک کند و هم دسترسی مردم به بازارها و مراکز صحی را بهبود بخشد. با این حال، بهرهمندی مردم از منافع یک پروژه، بهخودی خود ثابت نمیکند که هدف اصلی آن توسعه اجتماعی یا ملت سازی بوده است.
مقایسه با برنامه #مارشال (The Marshal plan )
مقایسه افغانستان با اروپای پس از جنگ جهانی دوم نیز باید با احتیاط انجام شود. برنامه مارشال که در ۱۹۴۸ آغاز شد، عمدتاً برای احیای تولید، گسترش تجارت و تقویت ثبات اقتصادی و سیاسی اروپای غربی طراحی شده بود. در حالیکه مداخله امریکا در افغانستان در سال ۲۰۰۱ با هدف مبارزه با تروریسم و مقابله با القاعده آغاز شد و پروژه های بازسازی در چارچوب اهداف نظامی و امنیتی اجرا شدند.
بنابراین، این دو از نظر اهداف، ماهیت و شرایط اجرا کاملاً متفاوت بودند؛ یکی طرحی برای احیای اقتصادی و سیاسی اروپا بود و دیگری مداخلهای نظامی با محوریت مبارزه با تروریسم.
مواضع رسمی رؤسای جمهور #امریکا
مواضع رسمی واشنگتن بارها بر اولویت مبارزه با تروریسم و مخالفت با تعهد نظامی نامحدود برای ملت سازی تأکید کرده است:
جورج دبلیو #بوش (اکتوبر ۲۰۰۱): اعلام کرد که امریکا خود را درگیر ملت سازی نمیداند و افغانها باید مسئولیت ساختن کشور خود را بر عهده بگیرند؛ هرچند دولت او از نقش جامعه بینالمللی در تثبیت حکومت آینده افغانستان نیز حمایت میکرد.
باراک #اوباما (۲۰۰۹ و ۲۰۱۱): در سخنرانی وست پاینت، اهداف نظامی را بر تضعیف القاعده و جلوگیری از بازگشت تهدید تروریستی متمرکز ساخت و در ۲۰۱۱ تأکید کرد که هدف امریکا ساختن کشوری مطابق الگوی امریکایی نیست.
دونالد #ترامپ (اگست ۲۰۱۷): اعلام کرد که امریکا وارد پروژه ملت سازی نمیشود و بر مبارزه با تروریسم و تأمین منافع امنیتیاش تمرکز میکند.
جو #بایدن (۱۶ اگست ۲۰۲۱): تصریح کرد که مأموریت امریکا ملت سازی یا ایجاد یک دموکراسی متمرکز و یکپارچه نبود و هدف اصلی، جلوگیری از استفاده مجدد #القاعده از افغانستان برای حمله به امریکا بود.
جمعبندی
مداخلهه نظامی به رهبری ایالات متحده در افغانستان با هدف مبارزه با تروریسم آغاز شد و در جریان آن، بعضی پروژه های بازسازی نیز اجرا شدند. بازسازی زیرساخت ها و تقویت نهادهای دولتی در بسیاری از موارد ابزاری برای تحقق اهداف امنیتی بود، هرچند منافع واقعی برای مردم افغانستان نیز در پی داشت. اما اجرای این پروژه ها به معنی دولت سازی و ملت سازی یا اجرای طرحی مشابه برنامه مارشال نبود.
🚨 حمله بر پاسگاه طالبان در بگرام
نهضت آزادی و عدالت به رهبری جنرال حامد سیفی، از حمله بر پاسگاه طالبان در شهرستان بگرام ولایت پروان خبر داده است.
بر بنیاد خبرنامه این نهضت، حمله حوالی ساعت ۱:۳۰ شب گذشته بر پاسگاه «کجی حاجیها» انجام شده که در نتیجه آن، یک عضو طالبان کشته و دو تن دیگر زخمی شدهاند.
این نهضت گفته است که در این عملیات به نیروهایش آسیبی نرسیده است.
📍 بگرام، افغانستان
🚨 حملات موشکی بر پایگاه نظامی بگرام
جبهه آزادی افغانستان اعلام کرده است که شام پنجشنبه، ۳۰ میزان ۱۴۰۵، تأسیسات نظامی و مراکز آموزشی طالبان را در پایگاه هوایی بگرام، ولایت پروان، هدف حملات موشکی قرار داده است.
به گفته منابع این جبهه، بیش از ۱۰ تن از اعضای طالبان کشته و زخمی شده اند. این جبهه افزوده است که نیروهایش پس از عملیات به موقعیت امن بازگشتهاند.
Intel Edge retweeted
پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و افزایش فشارهای دیپلماتیک و استخباراتی پاکستان به نمایندگی از ایالات متحده، طالبان برای اتخاذ تصمیمی سرنوشت ساز، شورایی متشکل از حدود ۱۵۰۰ تن از علما، ریش سفیدان و بزرگان قومی را به ریاست ملا #عمر دایر کرد.
#قطعنامه این شورا از منظر سیاسی و ژئوپولیتیکی اهمیت بسیار داشت. مهمترین مفاد آن عبارت بود از:
* ابراز همدردی با خانواده های قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر؛
* درخواست از ایالات متحده برای انجام تحقیقات مستقل و بیطرفانه درباره عاملان حمله، از طریق سازمان همکاری اسلامی و سازمان ملل متحد؛
* درخواست خروج اسامه #بنلادن از افغانستان، به منظور جلوگیری از وقوع جنگی گسترده.
این قطعنامه تلاشی برای پیشگیری از یک فاجعه نظامی و انسانی و حفظ منافع مردم افغانستان بود. با این حال، ملا #عمر این پیشنهاد حیاتی را رد کرد؛ تصمیمی که پیامد های سنگینی در پی داشت.
با نادیده گرفتن نظر علما و بزرگان قومی، طالبان عملاً مسیر رویا رویی نظامی با ایالات متحده را برگزیدند. در نتیجه، #آمریکا در ۷ اکتبر ۲۰۰۱ عملیات نظامی خود را علیه القاعده آغاز کرد، حکومت طالبان سقوط کرد، رهبران این گروه به پاکستان فرار کردند و جنگی بیست ساله آغاز شد که صدها هزار قربانی گرفت و زیرساخت های کشور را ویران کرد.
نکته قابل توجه این بودکه ریش سفیدان، با وجود خطرات جدی، خواستار خروج بنلادن از افغانستان شدند؛ زیرا این درخواست در عمل به معنای مخالفت با موضع رهبر طالبان بود و میتوانست پیامد های خطرناکی برای آنان داشته باشد. با این همه، آنان برای جلوگیری از جنگی بی حاصل، این مخاطره را پذیرفتند.
پیشنهاد شورای علما و ریش سفیدان از سوی طالبان، نه تنها سرآغاز یکی از طولانی ترین جنگ های تاریخ معاصر بود، بلکه به ویرانی زیرساخت ها، کشته شدن صدها هزار تن و تخریب ساختارهای اجتماعی و سیاسی افغانستان انجامید. این تصمیم نشان داد که طالبان آمادگی شنیدن صدای عقلانیت و مشورت را نداشتند و در قبال تبدیل شدن افغانستان به میدان جنگ میان القاعده و آمریکا طی دو دهه، مسئولیت مستقیم دارند.
ثبات افغانی نتیجه کمک های نقدی دالری، حواله مهاجران، کمبود پول افغانی در بازار، حذف بازار آزاد با زور و بازداشت، و عدم استقلالیت بانک مرکزی است. این «مدیریت بحران» با ابزار سرکوب است، نه مدیریت موفق اقتصاد.
پول قوی بزرگترین ضربه را به تولیدات داخلی و صادرات میزند: کالای وارداتی را ارزان میکند و تولید کننده داخلی را از رقابت بیرون میراند، و کالای افغانستانی را برای خریدار خارجی گران میسازد. طالبان که به این اصل بنیادین توجهی ندارند، روز به روز مردم را فقیرتر و وضعیت اقتصادی را دشوارتر کردهاند و همچنان میکنند. بگونه ای که درآمد سرانه، اشتغال و سطح زندگی مردم با گذشت زمان بدتر میشود.
بانک مرکزی تحت اداره طالبان میتواند با مداخله مستقیم، نرخ افغانی را در یک سطح مشخص نگه دارد؛ اما ثبات پولی به تنهایی به معنای رشد اقتصادی نیست. معیار واقعی، افزایش تولید، درآمد سرانه، اشتغال، قدرت خرید و بهبود سطح زندگی مردم است.
تفاوت میان «ثبات پول» و «سلامت اقتصاد» دقیقاً همینجاست؛ ممکن است پول روی کاغذ باثبات باشد، اما اقتصاد در زندگی روزمره مردم همچنان با فقر، بیکاری و کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم کند
رژیمی که این دو را یکی جلوه میدهد، یا نمیفهمد یا نمیخواهد که مردم بفهمند.
بیشتر بخوانید …. ⬇️
طالبان میگیوند امنیت کامل تأمین است؛ اما افراد برجسته و رهبران شان بدون ده ها و صد ها محافظ مسلح یک قدم هم برنمیدارند و حتی جرئت بیرون رفتن را ندارند.
اگر «شهادت» واقعاً آرزوی آنان است، پس این همه هراس از مرگ و پناه گرفتن پشت محافظان برای چیست؟
🚨 خبر فوری | #کاپیسا
عملیات قطعه سبز علیه مسئول لوژستیک استخبارات طالبان در #نجراب
رزمندگان قطعه سبز پس از انهدام دو عراده رنجر طالبان در دره حصارک پنجشیر، از مسیر کوتل وارد نجراب کاپیسا شده و عملیاتی را علیه ملا عبدالرحمن، مسئول لوژستیک استخبارات طالبان در کاپیسا انجام داده اند.
سازمان روند سبز افغانستان (@AGTAfghanistan) میگوید که نیروهای قطعه سبز برای انجام عملیاتهای بعدی در حال آماده سازی هستند.
🚨 خبر فوری | کامدیش #نورستان
آزادسازی یک پوسته دیگر طالبان در کامدیش
ویدیویی که به تازگی از نورستان منتشر شده، نیروهای جبهه آزادی افغانستان را در حالی نشان میدهد که کنترل یکی دیگر از پوسته های طالبان در ولسوالی کامدیش را در اختیار گرفته اند.
#فوری
🚨انفجار در دفتر والی طالبان در غور
منابع محلی روز سه شنبه از وقوع یک انفجار شدید در شهر فیروزکوه، مرکز ولایت غور، خبر میدهند.
به گفته برخی منابع، انفجار در دفتر والی طالبان در غور رخ داده است. و بعضی منابع از زخمی شدن والی طالبان نیز خبر میدهند.
در پی وقوع انفجار، فضای شهر فیروزکوه برای دقایقی متشنج شده و مردم دچار هراس و سراسیمگی شدهاند.
جزئیات خبر بعدأ به نشر خواهد رسید .
گسترش و تشدید مقاومت علیه طالبان
در هفته گذشته، دستکم ۱۰ عملیات مسلحانه در هشت ولایت افغانستان علیه مواضع، وسایط و تجمعات طالبان انجام شده است؛ رویدادهایی که در نتیجه آن، بر اساس آمار ارائه شده، ۱۷ عضو طالبان کشته و ۱۰ تن زخمی شدهاند.
در تازهترین رویداد، جبهه آزادی افغانستان نیز در چندین ساحه پیشروی کرده و طالبان را وادار به فرار و ترک مواضع کرده است.
گسترش این عملیات ها از شمال تا شرق و جنوب افغانستان، نشاندهنده گسترش جغرافیایی و جدی تر شدن مقاومت مسلحانه علیه طالبان است. بر اساس آمار ارائه شده، از آغاز سپتامبر تاکنون ۳۹ عملیات مقاومت انجام شده که در نتیجه آن ۶۹ عضو طالبان کشته و ۳۰ تن زخمی شدهاند.
ادامه این روند میتواند فشار امنیتی بیشتری بر طالبان وارد کرده و ظرفیت آنان برای حفظ کنترل در مناطق مختلف را با چالش جدی روبرو سازد.
یورش طالبان به خانه کرزی
افراد طالبان به خانه حامد کرزی، رئيسجمهور سابق افغانستان یورش برده و جمعی از مردم را متفرق کردند که به دیدار او رفته بودند.
انگیزه یورش طالبان تاکنون روشن نیست. منابع معتبر از کابل به افغانستان اینترنشنال خبر دادند که نیروهای طالبان به مهمانان حامد کرزی اجازه ندادند رئيسجمهور پیشین را ملاقات کنند.
منابع گفتند صبح چهارشنبه اول میزان نیروهای طالبان به خانه کرزی هجوم بردند و به بزرگان قومی که به دیدار رئيسجمهور میرفتند «بیاحترامی کردند». تاکنون روشن نیست که هدف از یورش لغو این دیدار بوده یا اعمال محدودیت بیشتر بر فعالیت رئيسجمهور سابق.
به گفته منابع، افراد طالبان بدون هماهنگی به محل زندگی رئيسجمهور پیشین یورش بردند. برخی از مردم نیز به رفتار نیروهای طالبان اعتراض کردند و از طالبان خواستند اجازه دهند به دیدار کرزی بروند اما نیروهای مسلح آنان را متفرق کردند.
تاکنون طالبان توضیح نداده که دلیل این برخورد چه بوده است. این هم روشن نیست که این افراد طالبان به دستور چه مقامی به خانه کرزی هجوم برده اند. اما منابع می گویند آنها به بازداشت آقای کرزی اقدام نکردهاند.
یک منبع میگوید که علت محدودیت تازه، موضعگیریهای اخیر حامد کرزی درباره تحولات سیاسی افغانستان است.
حامد کرزی در هفته گذشته دو پیام به مناسبت شهادت احمدشاه مسعود و برهان الدین ربانی، وزیر دفاع و رئیسجمهور سابق افغانستان صادر کرد که در آن یکی را مجاهد قهرمان و دیگری را حامی صلح خوانده بود.
تاکنون اداره طالبان و دفتر حامد کرزی درباره این اتفاق توضیحی ندادهاند.
اداره طالبان پیش از این محدودیتهایی بر سر و فعالیتهای رئيسجمهور کرزی وضع کرده بود. در سالهای گذشته از چندین سفر خارجی کرزی جلوگیری شد. در ماه سرطان به او اجازه داده نشد به زادگاهش قندهار برود.
منبع دیگری همچنین از تشدید محدودیتها علیه فعالیتهای اجتماعی و سیاسی او خبر داده است. براساس اطلاعات منبع، او بدون اجازه نمیتواند با شخصیتهای داخلی و خارجی، دیپلوماتها یا رهبران سیاسی دیدار کند.
منابع همچنین تایید کردند که طالبان اجازه حضور حامد کرزی در برخی مراسم عاشورا و شرکت او در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، رهبر سابق جمهوری اسلامی را نداده است.
براساس اطلاعات منابع، برخی از مقامهای بلندپایه طالبان به رئیسجمهور سابق گفتهاند که باید از اظهارنظر عمومی درباره وضعیت سیاسی کشور، آموزش دختران و دیگر موضوعات خودداری کند. کرزی در پنج سال گذشته پیوسته از اداره طالبان خواسته است که مکتب و دانشگاه را بهروی دختران باز کند.
حامد کرزی، رئیسجمهور سابق افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان ماند و در این مدت سفر خارجی محدودی از جمله به آلمان داشت و دلیل این سفرها نیز انجام معاینات پزشکی سالانه گزارش شده است. او همچنین به امارت متحده عربی و بریتانیا رفته بود.
Intel Edge retweeted
یک پروندهٔ استخباراتی در امنیت ملی؛روایت پیوند #القاعده با جنبش اسلامی #ترکستان شرقی
در سال ۲۰۱۸، ریاست امنیت ملی افغانستان در یک عملیات استخباراتی، عبدالله منصور، معروف به «انصاری» یا «معصوم»، معاون رهبر جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM)، را در مسیر پاکستان به افغانستان بازداشت کرد. این بازداشت، زنجیرهای از رویداد ها را به حرکت درآورد که پرده از یکی از جنبه های کمتر شناخته شدهٔ روابط القاعده با گروههای همسو برداشت.
مأموریت ابوذر #البرمی برای آزاد سازی #انصاری
اندکی پس از بازداشت انصاری، ابوذر البُرمی یکی از چهرههای ارشد رهبری القاعده و مسئول هماهنگی روابط این سازمان با گروه هایی چون جنبش اسلامی ازبکستان (#IMU)، جنبش اسلامی ترکستان شرقی (#ETIM) و تحریک طالبان پاکستان (#TTP), از طریق یک واسطه با ریاست امنیت ملی افغانستان تماس گرفت. او در ظاهر همکاری استخباراتی و تبادل اطلاعات را پیشنهاد میداد، اما هدف واقعیاش زمینه سازی برای آزادی عبدالله منصور بود.
برای اثبات جدیت این پیشنهاد، البُرمی حتی خطر سفر از کراچی به افغانستان را پذیرفت و شخصاً در چند نشست با مقام های امنیت ملی شرکت کرد. اما با ادامهٔ این نشست ها، امنیت ملی افغانستان به انگیزهٔ اصلی او پی برد: آنچه در قالب همکاری اطلاعاتی مطرح میشد، در واقع پوششی برای رهاسازی یک فرمانده بازداشت شده بود.
چرا یک چهرهٔ کلیدی #القاعده چنین خطری را پذیرفت؟
پاسخ را باید در ساختار شبکهٔ القاعده جستجو کرد. از دید القاعده، گروه هایی مانند حزب اسلامی ترکستان شرقی و تحریک طالبان پاکستان صرفاً متحدان ایدئولوژیک نیستند، بلکه بخشی از ظرفیت عملیاتی و بال نظامی این شبکه بهشمار میروند. پیشینهٔ روابط ابوذر البُرمی با جریان های آسیای مرکزی نیز نشان میدهد که این پیوند ها فراتر از همکاری تبلیغاتی یا ایدئولوژیک، ماهیتی عملیاتی و ساختاری دارند.
#حفاظت رهبران این گروه ها توسط القاعده
شبکهٔ القاعده حفظ چهره های کلیدی گروه های همسو را بخشی از مسئولیت خود میداند و در افغانستان، مکانیزم های مشخصی برای ضدِ ردیابی و حفاظت از این رهبران با تجربه وزیرستان و ورود افراد مسلکی و با تجربه در این بخش به کار میگیرد. نمونهٔ گویای این کارآمدی را میتوان در ناکامی #پاکستان طی پنج سال گذشته دید. با وجود موج حملات پیاپی، اسلام آباد نتوانسته حتی یک رهبر کلیدی تحریک طالبان پاکستان را از میان بردارد.
برای سازمانی مانند القاعده، از دست دادن یک چهرهٔ برجسته در گروههای وابسته، تنها از دست دادن یک فرد نیست؛ بلکه تهدیدی است برای انسجام پیوندها و کارایی عملیاتی کل شبکه.
#نتیجهگیری
مأموریت ابوذر البُرمی در نهایت به شکست انجامید، اما همین تلاش ناکام، حقیقتی مهم دربارهٔ ماهیت رابطهٔ القاعده با شبکهٔ گروههای همسو را آشکار کرد: القاعده در موقعیت های حساس، حاضر است حتی چهره های ارشد خود را وارد مأموریت های پر مخاطره کند تا از رهبران گروه های همسو یا وابسته محافظت کند.
این واقعیت نشان میدهد که القاعده این گروهها را بشمول #طالبان بال نظامی خود در منطقه، و حفاظت از آنها را مسوولیت خود میداند. و ساختار خود را بر همین مبنا سازماندهی میکند.
پیام ویدیویی جدید صالح محمد ریگستانی، فرمانده ارشد جبهه مقاومت ملی افغانستان در کوه پایه های هندوکش.
#مقاومت
#افغانستان
وقتی امید به زندگی از بین میرود
در ویدیوی ذیل، مردی دیده میشود که در کابل خود را زیر یک تانکر می اندازد و خودکشی میکند.
مردم تا به این حد از حکومت مستبد و ستمگر طالبان به تنگ آمده اند. فقر و بیکاری روز به روز افزایش مییابد، در حالیکه حاکمان، سرمایه و منابع مردم را به صورت دوامدار چپاول میکنند.
Intel Edge retweeted
هیئت بلند رتبه کشور های ترکیه و قطر آخرین تلاش های شان را انجام میدهند تا در نقش میانجی پیام کشور پاکستان را برسانند که طالبان از حمایت تی تی پی (TTP)دست بکشند، رهبران تی تی پی را از خاک افغانستان بیرون کنند و اجازه ندهند که این گروپ از فضای امنی که برایشان در افغانستان فراهم گردیده علیه پاکستان استفاده نمایند. ولی طالب نه اراده دارد که این شرایط پاکستان را بپذیرد و نه توان دارد که چنین شرطی را عملی نماید.
طالب و تی تی پی در اصل دو جسم و یک جان اند که روابط پیچیده مذهبی، اقتصادی، قومی و فرهنگی دارند و ممکن نیست شرایط پاکستان را بپذیرند. پاکستان در سال های نخست بقدرت رسیدن طالب از تمام ابزار دست داشته استفاده کرد تا مشکلات را از راه مذاکره حل و فصل نماید ولی نتیجه مطلوب بدست نیامد.
برخلاف بزرگنمایی و خوشبینی طالب و طرفداران شان از این سفر، نتایج بعدی این سفر برای طالبان و لابیگران شان در آینده نزدیک خوشایند نخواهد بود.
Intel Edge retweeted
راز ماندگاری #افغانستان؛ چرا این کشور با وجود بحران های پی درپی #تجزیه نشد؟
افغانستان یکی از معدود کشورهای منطقه است که با وجود تجربهٔ جنگ های داخلی، مداخلهٔ مکرر قدرت های خارجی، سقوط پیاپی حکومت ها، ضعف اقتدار مرکزی ، شکاف های عمیق قومی و سیاسی، و جغرافیای کوهستانی و منزوی، همچنان به عنوان یک سرزمینی واحد باقی مانده است. حکومتها بارها فروپاشیده اند، اما کشور، برخلاف بسیاری از پیشبینیها تجزیه نشده است. پرسش اصلی این نوشته این است: چه عواملی در طول تاریخ مانع تجزیهٔ افغانستان شده اند؟
جوزف مککارتی در پژوهش خود با عنوان The Enduring Heart of Central Asia: A Study to Understand Afghanistan’s Survival همین پرسش را از منظر تاریخی و جامعه شناختی بررسی میکند. او بقای افغانستان را نتیجهٔ صِرف قدرت دولت مرکزی یا کمک های خارجی نمیداند، بلکه آنرا حاصل مجموعهای از پیوند های #اجتماعی، #فرهنگی، #اقتصادی و #تاریخی میشمارد که انسجام درونی را در برابر بحران های سیاسی حفظ کردهاند.
چسب #اجتماعی؛ ستون اصلی وحدت افغانستان
منظور از «چسب اجتماعی» مجموعهای از پیوند هایی است که با وجود جنگ ها و شکاف های قومی و سیاسی، میان بخش های مختلف جامعهٔ افغانستان شکل گرفته و مانع از گسست کامل آن شده است. این پیوستگی را میتوان در سه عامل اصلی بررسی کرد:
۱. #هویتهای مشترک و فراتر از قومیت
یکی از مهمترین عناصر وحدت افغانستان، وجود مؤلفه های هویتی مشترکی است که از مرزهای قومی فراتر میروند و اقوام گوناگون را در چارچوب یک هویت گسترده تر قرار میدهند.
زبان #فارسی/دری: این زبان در طول تاریخ به عنوان زبان ارتباطی و میانجی میان بخش های مختلف جامعه، بهویژه در میان نخبگان، طبقهٔ متوسط و اقشار تحصیلکرده، نقش مهمی در پیوند دادن مناطق مختلف کشور داشته است.
#اسلام: بیش از ۹۹ درصد جمعیت افغانستان مسلمان اند و اسلام یکی از مهمترین عناصر هویتی مشترک میان اقوام مختلف کشور است. این دین، فراتر از تفاوت های قومی و زبانی، چارچوبی مشترک از ارزش ها، سنت ها و باورهای اجتماعی ایجاد کرده و به شکلگیری هویت جمعی افغانستان کمک کرده است.
۲. #شبکههای ارتباطی اجتماعی و اقتصادی
عامل مهم دیگر، شکلگیری شبکه هایی است که اقوام و مناطق مختلف را به یکدیگر وابسته کردهاند و مرزهای قومی را تا حدی کم رنگ ساختهاند.
جابجایی و پراکندگی #جمعیتها: در طول تاریخ، اقوام و گروههای مختلف به دلایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در مناطق گوناگون کشور جابهجا شدهاند. در نتیجه، بسیاری از مناطق افغانستان به جوامعی چندقومیتی تبدیل شدهاند.
خدمت #عسکری: نظام سربازی اجباری، به ویژه در دوره های مختلف حکومتداری افغانستان، جوانان مناطق و اقوام گوناگون را در یک ساختار مشترک گرد هم آورده و زمینهٔ تعامل و ایجاد روابط فراقومی را فراهم کرده است.
#بازار و وابستگی #اقتصادی متقابل: تجارت، بازارهای مشترک و جابهجایی کالا و مردم، مناطق مختلف افغانستان را در یک شبکهٔ اقتصادی به هم پیوند داده است. این وابستگی اقتصادی، در طول زمان، به تقویت روابط اجتماعی نیز کمک کرده است
۳. دشمن مشترک خارجی
سومین عامل، نقش «دشمن مشترک خارجی» در تحکیم وحدت داخلی است. تجربهٔ تاریخی نشان میدهد هرگاه افغانستان با تهدید یا تهاجم خارجی روبهرو شده، اقوام و گروههای مختلف، صرف نظر از اختلافات داخلی، در برابر آن تهدید مشترک صف آرایی کرده اند. این الگو بارها در تاریخ معاصر افغانستان تکرار شده و یکی از عوامل مهم در جلوگیری از فروپاشی کامل ساختار کشور بوده است.
جنگهای افغانستان و انگلیس و سپس تهاجم شوروی در ۱۹۷۹ نمونههای برجستهای از این روند هستند.
#نتیجهگیری
بر پایهٔ یافته های این پژوهش، بقای افغانستان به عنوان یک کشور واحد را نمتوان صرفاً با عواملی مانند جغرافیا یا کمک های خارجی توضیح داد. آنچه در عمل مانع تجزیهٔ افغانستان شده، شبکهٔ پیچیدهای از پیوندهای اجتماعی، زبانی، دینی و اقتصادی است که در طول قرن ها میان اقوام مختلف این کشور شکل گرفته است. این «چسپ اجتماعی» اگرچه همیشه در برابر آزمونهای سخت از جمله جنگ های دههٔ ۱۹۹۰ قرار گرفته و همواره بی رخنه نبوده، اما تاکنون توانسته افغانستان را به عنوان یک واحد سیاسی و اجتماعی، در برابر امواج پیهم بحران و جنگ، حفظ کند.
اما پرسش مهم این است: آیا همین پیوند های اجتماعی، دینی، اقتصادی و تاریخی در آینده نیز به اندازهٔ گذشته نیرومند خواهند بود و خواهند توانست در برابر بحران های جدید، از تجزیهٔ افغانستان جلوگیری کنند؟
🚨 گوشه ای از جنایات طالبان در #افغانستان
این ویدیوی تکاندهنده، صحنه تیرباران یک مهندس توسط نیروهای طالبان را نشان میدهد. مهندسی که تنها جرمش خدمت به مردم بود.
آنچه در این ویدیو دیده میشود، تنها یک جنایت فردی نیست؛ بلکه بخشی از واقعیتی است که در مناطق مختلف افغانستان تحت اداره طالبان بارها تکرار شده است و ادامه دارد. انسان هایی که بدون محاکمه و بدون رعایت ابتدایی ترین اصول انسانی، اسلامی و قانونی قربانی خشونت نیروهای طالبان میشوند.
اداره طالبان بر نیروهای خود کنترل ندارد و هر جنایتی که از دست افراد این گروه برآید بر سر مردم افغانستان انجام میدهند؛ از قتل و سرکوب گرفته تا شکنجه و رفتارهای غیرانسانی.
این جنایات باید مستند سازی شوند تا جنایات طالبان در حافظه تاریخی افغانستان ثبت شود و عاملان آن روزی در برابر عدالت مردم پاسخگو باشند.
Context: Shared for documentation and condemnation, not endorsement.
🚨 تیرباران یک داکتر توسط طالبان در افغانستان
این ویدیوی تکاندهنده، صحنه تیرباران یک داکتر توسط نیروهای طالبان را به تصویر میکشد؛ داکتری که برای خدمت به مردم فعالیت میکرد.
آنچه در این ویدیو دیده میشود، تنها یک جنایت فردی نیست؛ بلکه بخشی از واقعیتی است که در مناطق مختلف افغانستان تحت اداره طالبان بارها تکرار شده است؛ انسان هایی که بدون محاکمه و بدون رعایت ابتدایی ترین اصول قانونی، قربانی خشونت نیروهای طالبان میشوند.
اداره طالبان بر نیروهای خود کنترل ندارد و هر جنایتی که از دست افراد این گروه برآید، بارها بر مردم افغانستان تحمیل شده است؛ از قتل و سرکوب گرفته تا شکنجه و رفتارهای غیرانسانی.
این جنایات باید مستند سازی شوند تا جنایات طالبان در حافظه تاریخی افغانستان ثبت شود و عاملان آن روزی در برابر عدالت پاسخگو باشند.














