Pinned Tweet
پس یک #درخت_بریده بگذار و رد شو.
با گذاشتن عکس درختان تازه قطع شده به همراه آدرس آن، کمک کنید فهرستی از درختانی که قربانی سوءمدیریت تهران میشوند را اینجا جمع کنیم برای آینده.
تنههای بریده شده و در انتها، درختی که خشکانده شده و آماده قطع است.
-خیابان بیستودوم یوسفآباد.
فرامرز اصلانی در نقل خاطرات کودکیاش میگوید:
«جمعهها برای سیاحت و خوشگذرانی به تالاب جوانمرد قصاب در جنوب تهران میرفتیم.»
در جستجوی این تالاب، به نقشهها و عکسهای قدیمی ری (شاهری --> شهر ری) رسیدیم و قصه قربانی شدن نهر فیروزآبادی که چطور نعمت را به جنوب شهر میرساند.
از فیروزآباد، در دهه ۶۰ جز خشکجویی که فاضلاب جابهجا میکرد، چیزی نمانده بود و بوی گند کارگاههای رودهپاککنی، دباغی و چیتسازی و قند و سیمان همه را فراری داد.
تاسف اینجاست که بخش عمده پژوهشهای ثبت شده در مورد جوانمرد قصاب به نسبشناسی یک بقعه قاجاری پرداخته و نه بریدنِ/
جمعه
| نمیدانم میهن کدام است!
آزادی کدام است،
نمی دانم!
آن جویباری که در روز روشن
سرچشمهاش را غارت کردید؟
آن معشوقهای که در خواب
چشمهایش را دزدیدید؟
آن ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج بردید؟
یا آن ماهی
که شبِ چهاردهاش را ربودید؟ |
- شیرکو بیکس
چیزها؛ retweeted
مشاهداتم از ششم اردیبهشت ۱۴۰۴ تا آبان امسال در تهران:
◾تخریب خانههایی که در فهرست «در معرض خطر تخریب» قرار داشتند.
◾ایجاد شکستگی عمدی در درختان و قطع درختان کهنسال به بهانه نما
◾شروعبهکار مجدد پروژههای مسئلهدار
◾بازگشت پروژههای مردودشده شهری و هزینههای چندبرابری تخریب.
بنای زیبای خیابان کارگر تهران، پایینتر از بلوار کشاورز هم که از بناهای #میراث_معماری_معاصر_تهران بود پس از مدتها متروکه بودن تخریب شد.
مدیریت کلانی که تعلقی به کشور ندارد و جان شهروندان برایش پشیزی ارزش ندارد، هویت شهرها را هم نابود میکند.
| من از شش جهت خودم هستم
اما
از سمتی که صدایم میزنی
پرندهام. |
- حسن آذری
شما در حال تماشای اثری از ایرج اسکندری با عنوان «پرواز» هستید که در سال ۱۳۷۹ کشیده شده است.
منبع تصویر: آرتچارت
| لابد اصلا نمیگذاشتند وارد آمریکا شود و برش میگرداندند وطنش بیآن که توجه داشته باشند دیگر وطنی ندارد. چون که اینجا امیدی به ترحم نبود و خواندههای کارل در مورد آمریکا درست بود؛
اینجا فقط خوشبختها از خوشبختیِ خود، بین چهرههای بیخیال اطرافیانشان، واقعا لذت میبردند.|
-کافکا
بدینسان بزرگترین کیفر ـفقدان رؤیت خداوندـ به لذتی طبیعی تبدیل میگردد: ساکنان برزخ، به نحو چارهناپذیری گمگشته، و بدون درد و عذاب در وانهادگی الهی به سر میبرند. خداوند آنان را فراموش نکرده، بلکه آنها هستند که همواره از پیشْ خدا به فراموشی سپردهاند؛/
دو اثر از محمد زحمتکش
لطفا تاریخچه این عکس رو بررسی کن و بگو آیا احتمال ایشون درسته و افراد داخل عکس همگی طرفدار خمینی شدند یا نه، صرفا با شاه مخالف بودند؟
@grok
| زنگ ساعت ۲:۳۰ عصر خورد و گوردن داشت با بسته سیگارش ور میرفت.
تو کفِ سیگار بود اما فقط ۴ نخ داشت و باید با همان پاکت، خودش را از چهارشنبه به جمعه میرساند. چون تا آن وقت خبری از پول نبود. گذراندن شب و روز بعد بدون سیگار برایش قابل تحمل نبود. |
- درخت زندگی، جورج اورول
چیزها؛ retweeted
برای شما که زیبایی را در جزئیات متفاوت میبینید.
ترکیبی از رنگ، بافت و خیال؛ که روح هنر سنتی را در کالبدی مدرن دمیده است.
با نقشی از چشمها بر روی چوب بارون خورده سبز بدنه که از دل قصهها آمده با پارچهی نشیمن ۴۰تکه از پلیورهای قدیمی، در کنار رنگهای پتینهکاریشدهی بدنه.
«فروغ خود سينما بود».
وقتی سلیمان میناسیان این چنین فروغ فرخزاد را توصیف میکند بعید نیست سالها بعد، مرگش در سکوت معنادار جامعه هنری داخل و خارج برگزار شود. غول فیلمبرداری دهه چهل و پنجاه ایران، چشم ابراهیم گلستان و چهره کلیدی خانه سیاه استِ فروغ مرده و حتی مرگش بهانهای نشده/
این سکوت، انتقامیست که جامعه هنری محافظهکار ایرانی دارد از مردی میگیرد که یک تنه و بیآن ادا و اطوارهای گلستانوار پشت فروغ ایستاد چون به او ایمان داشت:
«فروغ، هنرمندی بود که استعدادها و خلاقیتهایش در استودیو گلستان شکوفا شد.»
او همان کسی بود که بیترس، جزامیان را بغل میکرد.






































