Pinned Tweet
اعتراف میکنم که
جهان خیلی سریع شده و
این سرعت داره آزارم میده.
و انگار خودم رو باید با چیزی هماهنگ کنم که گِلِش رو ندارم. همهچیز سریعِ سریعِ سریع. اما من میخواستم آهستهتر طی کنم. مثل یک پیادهگرد، خوب ببینم، بچشم، حس کنم، خوب دقت کنم و آرام جلو برم. آرام حاضر باشم و آهسته بسازم✨🤍
گاهی باید بپذیری که:
قرار نیست همهچیز رو بفهمی.
قرار نیست از رفتار همه سر دربیاری.
قرار نیست برای هر اتفاقی
یه دلیل پیدا کنی.
و قرار نیست قبل از زندگی کردن،
تمام احتمالاتش رو بررسی کرده باشی✨🤍
آدمیزاد همیشه همینطور بوده، به داشته های خودش در زندگی هیچ وقت راضی نیست، حتی شاید یه روزی حسرت اینو داشت که کاش من اینو داشتم، مثلا همسری که یه زمانی حسرت ازدواج با همچین آدمیو داشته، نمیدونه همین شخص یا هرچیزی که داره ممکنه آرزوی یه آدم دیگه ای باشه،یا نعمت سلامتیش که تا ازدستش نده نمیفهمه،
وچقدر دیره واسه این عمر کوتاهمون تا بفهمیم ارزش چیزاییو که داریم…
«تمام انسانها خواهان زندگی طولانی هستند، اما در بیشتر موارد، بهمحض رسیدن به سن شصت یا شصتوپنج سال و بازنشسته شدن، کسل میشوند. متوجه میشوند با وقت آزادی که دارند، هیچ کاری نمیتوانند انجام دهند…»
« پذیرفتن بخش اعظمی از پخته شدنه,
اگه بپرسن بعد از پذیرش چی نشونهی پختگیه، میگم اصرار نکردن روی هیچچیز این دنیا..»🤍✨
از نظر من، بيشتر آدمها همواره يک «پاپَتیِ درون» دارند. كه با توجه به شرايط زندگی ودر موقعيت هاى خاص، خودش رونشون ميده. عشق ومحبت زيادى، مى تونه «پاپَتیِ درون» يك آدم بى ظرفيت رو خوب نشون بده. در ارتباط با آدمها, همواره بايد نگران لگد زدن و بيدار كردن اين پاپَتیِ درون بود. در نتيجه بايد ياد گرفت، آدم ها را اندک اندک دوست داشت, نبايد عجول بود. دوست داشتن زيادى، زود هنگام وبى پروا، هيولاى پراز خشم وكينه آدم هارواز خواب عميقش بيدار ميكنه.
میدونید چرا کودکی شیرینه؟
چون گذشتهای وجود نداره، یادی وجود نداره آینده ای وجود نداره.
این سنگینی بار گذشته و آیندست که زندگیرو سخت میکنه....
منرو یاد این حرف نادر ابراهیمی انداخت:
فراموشی را بستاییم.
یاد، انسان را بیمار میکند✨🤍
