«به باور من، مسئلهٔ بنیادین نه این است که چه کسی حکومت میکند، بلکه این است که حکومت حق دارد چه اموری را به انجام برساند.»
— اف. ای. هایک
«اگر دولت همهچیز را برای شما مهیا کند، در نهایت همهچیز را از شما خواهد ستاند: نخست داراییتان را، سپس عزتنفستان را و در پایان، آزادیتان را.»
— مارگارت تاچر
«ضرورت همکاری در اقتصاد بازار، افراد را وامیدارد تا قواعدی را برای همزیستی با یکدیگر تدوین کنند.»
— دیوید بواز
ایری برای درک حقیقتِ نارواداری نیازی به مطالعهٔ تاریخ نداشت؛ چراکه خود در مونیخ به چشم دیده بود که نیروهای اساس چگونه یهودیان را بهمعنای واقعی کلمه با لگد از پیادهرو به کف خیابان پرتاب میکردند.
تاچر
«با این همه، میتوان امید بست به آیندهای که در آن افراد بااستعداد، بیآنکه ناگزیر به تابآوردن بازیِ روزافزون عبث و فرسایندهٔ ارسال تقاضانامههای شغلی باشند، با حرفههایی معنادار پیوند میخورند.»
— رابرت برنهارت
«استدلال بنیادین علیه سوسیالیسم ناکارآمدی اقتصادی آن نیست، هرچند شواهد این ناکارآمدی در همهجا به چشم میخورد؛ مسئلهٔ بسیار اساسیتر، غیراخلاقی بودن ذات این نظام است.»
— مارگارت تاچر
«[هیچ جامعهای توان بقا در برابر این] مغالطهٔ سوسیالیستی را ندارد که گویی شماری بینهایت از کارگزاران و صاحبمنصبان کاردان وجود دارند و منبعی نامحدود از پول برای پرداخت دستمزد به آنان در دسترس است.»
— جی. کی. چسترتون
«[ما] بناهای کهن خویش را ویران میسازیم تا زمین را برای برپایی اردوگاه کوچنشینان بربر آینده در کاروانهای مکانیزهشان مهیا کنیم.»
— تی. اس. الیوت
«تلاش ما برای برابر ساختن انسانها از رهگذر دستکاری قانون بهمنظور دستیابی به نتایجی معین، مدنیت و احترام فراگیر به حاکمیت قانون را به نابودی میکشاند.»
— والتر ویلیامز
«در نظام تجارت کاملاً آزاد، هر کشور بهطور طبیعی سرمایه و نیروی کار خود را به مشاغل و کاربردهایی اختصاص میدهد که برای آن بیشترین سودمندی را داشته باشد. این پیگیریِ منفعتِ فردی، بهگونهای ستایشبرانگیز با خیر عمومیِ همگان پیوند خورده است.»
دیوید ریکاردو
«کالاها همواره نزد افرادِ اقتصادیِ خاص واجد ارزشاند و این ارزش نیز تنها از سوی همین افراد تعیین و ارزیابی میشود.»
— کارل منگر
«جناح چپ سیاسی دیرزمانی است که بیعلاقگی چشمگیری نسبت به چگونگی آفرینش ثروت از خود نشان میدهد. از منظر آنان، ثروت بهگونهای خودبهخود پدید آمده است و تنها پرسش درخور توجه، نحوهٔ توزیع مجدد آن است.»
— توماس سوول
«هیچ ستم و بیدادی بیرحمانهتر از آن نیست که در پناه قانون و به نام عدالت اعمال شود.»
— شارل دو مونتسکیو
«دیدگاههای روشنفکران، سیاستهای فردا را رقم میزند. آنچه در نگاه ناظرِ معاصر بهمثابه نبردِ منافع متعارض جلوه میکند، در واقع اغلب مدتها پیش در کشاکشِ آرایی تعیین تکلیف شده است که در محافلی بس محدود جریان داشتهاند.»
— فریدریش هایک
«چه بسا خطاهایی رخ دهد و کالاهایی ناهمخوان با تقاضای بازار تولید شوند؛ از این دست کالاها ممکن است مازادِ عرضه پدید آید و به بهای معمول خود به فروش نرسند؛ با این حال، چنین پیشامدی ناشی از آن خطای محاسباتی است، نه برآمده از فقدانِ تقاضا برای محصولات.»
— دیوید ریکاردو
«رونق و کامیابی در یک شاخه از بازرگانی، توانِ خریدِ بیشتری فراهم میآورد و در نتیجه، بازاری فراختر پیشروی محصولاتِ سایر شاخهها میگشاید؛ از سوی دیگر، رکود در مجرایی از تولید یا تجارت، لاجرم در سراسر پیکرهٔ اقتصاد احساس خواهد شد.»
— ژان-باتیست سِی
«هایک بارها و بارها این درس بنیادین را دربارهٔ سازوکار قیمتگذاری به ما گوشزد کرده است: قیمتها در بازار آزاد نقشی حیاتی در جامعه و اقتصاد ما ایفا میکنند؛ آنها حامل و انتقالدهندهٔ اطلاعاتی گرانبها هستند.»
— والتر بلاک
«هر آنکس که مدعی حق بازتوزیع ثروتِ تولیدشده بهدست دیگران است، در حقیقت، مدعی حق برخورد با انسانها بهمثابه مال و برده است.»
— آین رند
«هر گام و هر حرکتِ تودهها، حتی در دورانهایی که به اعصار روشنگری ملقباند، با نابیناییِ یکسانی نسبت به آینده برداشته میشود؛ و ملتها بر نهادهایی پای مینهند که هرچند بهراستی برآمده از کنش انسانیاند، اما حاصل اجرای هیچ طرح و نقشهای انسانی به شمار نمیروند.»
— آدام فرگوسن









