من به صورت جدی حتی بعضی از خاطره های ۱۰، ۱۵ سال پیش رو محو یادمه.
یکی از مواردی که خیلی کم دربارهش صحبت میشه، مشکلات حافظه در افرادیه که اضطراب، تروما یا افسردگی شدید رو تجربه کردهان.
بیشتر آدمها فکر میکنن این مشکلات صرفاً ناشی از حواسپرتی یا فراموشکاریه. درحالیکه وقتی ذهن وارد حالت بقا میشه، ممکنه دیگه نتونه تجربهها رو مثل قبل پردازش و در حافظه ثبت کنه.
برای همین، بعضیها دورههایی از زندگیشون رو مبهم به یاد میارن، بعضی خاطراتشون ناقصه و گاهی حتی احساس میکنن انگار بخشی از زندگیشون رو اصلاً تجربه نکردن.
این لزوماً به این معنی نیست که مغزتون دچار مشکل شده. در بسیاری از موارد، ذهن در تلاشه از شما محافظت کنه و بهجای اینکه همهچیز رو به خاطر بسپاره، اولویت رو به زنده موندن اختصاص داده.
شبا زود میرم تو تخت چراغ و خاموش میکنم به سیاهی سقف خیره میشم و از چشم راستم اشکم میریزه، یه مدتی به این حال میگذره اشکامو پاک میکنم و حتی یادم نمیاد به چی فکر میکردم، اوضاعم داره از کنترلم خارج میشه…
روزای سیاه…
بالاخره رسید روزی که بزرگترین کابوس مهاجرتم رو تجربه کنم، زنگ زدن گفتن بابام فوت شد و منو خواهرم شبش پرواز کردیم به سمت ایران…
کمپرخریدن برا آلمانیا از خسیسیشون نیست اونا میخوان بیشتر از طبیعت لذت ببرن و آزادی عمل بیشتری داشته باشن و راحت تر جاهای بیشتری رو ببینن، بعضی از این کمپرها چند صد هزار دلاره،تو با ریال که قدر پهن نمیارزه میتونی فقط تو گوگل عکسشو سرچ کنی البته اگه وی پی انت جواب بده.
عاشق کلاس انگلیسمم😭 چقدر خوشحالم دوباره شروع کردم ، واقعا چه زبون راحت و بی دردسری هستش در مقایسه با آلمانی🤷🏻♀️
کالج دانشگاه نزدیک محل کارمه، این بچه های ایرانی رو که میبینم فارسی حرف میزنن، دختر پسرای ۱۸ ۱۹ ساله قند تو دلم آب میشه، مث پیرزنا براشون تو دلم دعای خیر میکنم🥹
Persische Perle retweeted
Wenn dir dein eigenes Parteiprogramm vor laufender Kamera so peinlich ist, dass du es spontan als Fake News abtust. 😂😂😂
یکی از دوستای آلمانیم در مورد پارتنر ایرانیه یکی دیگه از دوستای آلمانیمون حرف میزد و میگفت علناً گفته من طرفدار AFD هستم و کلی از برنامه هاشون ابراز خوشحالی کرده، دوستم شاخاش دراومده بود میگفت فکر کنم اصلا نمیدونه طرفداریه کیو میکنه
با یه جمع ایرانی که چندتاشون بین ۴ تا ۵ سال زودتر از من اومدن آلمان بیرون بودیم و متوجه شدم قضیه زودتر تابعیت گرفتن، توی شرایط تقریبا یکسان کاملا شانسیه، هممون توی یه شهریم و دو تاشون بیشتر از یکسال و نیمه که بعد از مصاحبه منتظرن، واقعا عجیبه😶
کتاباش که میومد تا صبح بیدار میموندم میخوندمشون و جادوها رو حفظ میکردم “اکسپکتوپاترونوم”⚡️
تو همون بین با بچه های بدشانس آشنا شدم و وارد یه دنیای جدید شدم😮💨









