صبور (@MsSabour) header
صبور (@MsSabour) profile picture

I am all that remains of those who chose the sea.

Where the Sea Keeps Its Dead
Joined February 2012
Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)
پای دیوار سکوت، می‌زنم خنجر صبر...
9
25
1
360
«اکنون، تو نمی‌دانی که چون با نااهل سخن گویی، سیلی خوری و سخنی که فهم نکنند بر کفر و دیگر چیزها حمل کنند و هزار چیز از اینجا تولد کند؟ مَر شیخ را گفتم «چون مذهب و اعتقاد پاک است مرا / از طعنه‌ی نااهل چه باک است مرا؟»
1
10
224
افروخته نشود. اما دل آشنا همچو شمعی‌ست که آتش از دور به خود کشد و افروخته شود. اکنون، حدیث صاحب سخن از نور خالی نباشد: پس نور در شمع گیرد، نه در فتیله‌ی تَر. و شمع تن خود در سَر سوز دل کند و چون شمع نماند، آتش نیز نماند. اهل معنی
1
5
77
نیز تن در سَر سوز دل کنند، اما چون تن نماند، روشنایی زیادت شود و به آشنایی کشد.» شیخ را گفتم که «هیچ ممکن بُود که دل بیگانه آشنا شود و روشن؟» گفت «هر بیگانه‌ای که بدانست که دل او بینا نیست، تواند بود که بینا شود.»‌ ‌ ـ قصه‌های شیخ اشراق، شهاب‌الدین سهروردی، جعفر مدرس صادقی
1
2
43
ولی قرار نبود مریضیه این‌قدر تخت‌گیرم کنه، درستش این بود فقط به بی‌صدایی کفایت می‌کرد.
15
182
ولی فرق است میان او که دستت را می‌گیرد که زمین نخوری با اویی که زیر بازویت را می‌گیرد و از زمین بلندت می‌کند.
1
27
250
تصویر دارم ولی صدا نه، به کل تعطیل شد. حنجره‌م هیچ خروجی‌‌ای نداره.
21
158
«از جناب حُسن آوازی برآمد که «کیست؟»، عشق به زبان حال جواب داد که «چاکر به برت خسته جگر بازآمد / بی‌چاره به پا رفت و به سر بازآمد.»»
18
195
پشت نقاب بزرگسالی همه‌ی ما، کودکی است نیازمند عاطفه، گذشت، عشق و ترسیده از تنهایی. 📚 تروما تا التیام
32
370
گفته‌اند در فراق دوست، چندان گریستن باید که وهمت چنان افتد که دوست با اشک آمیخته‌ست و با قطرات اشک در کنارت خواهد افتاد. ـ کشف‌الاسرار، میبدی
1
1
38
445
«من آدم برگشت به صمیمت‌های ازدست‌رفته نیستم، ازچشم‌افتاده را میل دیدار دوباره نیست.»
1
1
33
369
قصه‌های شیخ اشراق، شهاب‌الدین سهروردی، جعفر مدرس صادقی
1
1
26
627
شیخ را گفتم «خرقه دور انداختن چیست؟» گفت «یعنی که از آنجا خبری یافتیم، از اینجا چیزی بیندازیم. امّا آن کس که خرقه بینداخت باز بر سر بنهد، تا آن که آستین برافشاند باز بضاعت در آستین بنهد.»
1
7
74
گفت «آنچه هیچ نمی‌گوید، همه تن زبان است، به زبانِ حال حالِ خویش عرضه می‌کند ــ که به زبانِ مقال از آن حال حکایت نتوان کردن. امّا صاحبِ واقعه باید که بداند که چه گوید.»
3
29
از کنار هر کسی می‌گذرم و شروع میکنه پرسیدن که آب جمع کردین؟ باتری گرفتین؟ پاوربانک پره؟ تلفن معمولی دارین؟ نون خشک کردین؟ و... اعصابم دیگه هیچ‌جوره نمی‌کشه، سعی میکنم با اخلاق مقبول بگذرم اما اونایی که می‌گن هیچی نمی‌شه، فراوانیه، مردم الکی شلوغ میکنن، دلم می‌خواد ریزریزشون کنم.
2
1
25
345