Panah Farhadbahman 🎒 retweeted
مشاور ارشد نخست وزیر سابق اسرائیل در گفتگو با همکارم فرناز قاضی زاده: هدف اسرائیل از جنگ، تجزیه ایران بود. رضا پهلوی فقط یک ابزار بود.
youtu.be/zpURHvqMJGQ?is=OGlh…
یائیر گولان، رهبر حزب «دموکراتها»، عضو ائتلاف «بلوک تغییر» به رهبری گادی آیزنکوت:
«نتانیاهو شکست خورده است. من بلد هستم تا ۱۲۰ بشمارم. ۶۵ از ۵۵ بیشتر است. دموکراسی اسرائیل اینطور کار میکند. تمام.
واقعیت موجود باید یک درس روشن و محکم به ما بدهد: اگر دست از ترسیدن برنداریم، آیندهای در این سرزمین نخواهیم داشت. اگر به نژادپرستی پایان ندهیم، آیندهای نخواهیم داشت. دیگر نباید تقسیمبندی نژادپرستانه نتانیاهو میان آرای یهودیان و اعراب را بپذیریم.
رأی یک شهروند اسرائیلی در شهر طیره دقیقاً به اندازه رأی یک شهروند اسرائیلی در گیوات شموئل ارزش دارد. نه کمتر، نه تقریباً برابر، بلکه دقیقاً برابر.
هرکس تلاش میکند آرای شهروندان عرب را نادیده بگیرد، در برابر نتانیاهو تسلیم شده و از اسرائیل دست کشیده است.
و حالا بیایید درباره صهیونیسم صحبت کنیم.
در ائتلاف نتانیاهو، ۱۶ نماینده کنست از احزاب یهودیان فوقارتدوکس (حریدی) حضور دارند که صهیونیست نیستند و در حالی که فرزندان ما میجنگند و کشته میشوند، از فرار گسترده از خدمت سربازی حمایت میکنند.
اگر نتانیاهو اصرار دارد که فقط اکثریت صهیونیست را به حساب بیاورد، باید پیش از هر چیز آن ۱۶ نماینده احزاب حریدی غیرصهیونیست را از ائتلاف خودش کم کند.
آنها حق ندارند برای ما درباره صهیونیسم موعظه کنند.
بلوک تغییر، اکثریت صهیونیستی را در اختیار دارد: ۴۹ در برابر ۳۹.
بلوک تغییر، اکثریت اسرائیلی را در اختیار دارد: ۶۵ در برابر ۵۵.
ما اکثریت را داریم. مسئولیت داریم. و این فرصت را داریم که با مشارکت شهروندان عرب اسرائیل، دولتی برای تغییر تشکیل دهیم. دولتی که در خدمت همه شهروندان اسرائیل باشد.
حالا به شجاعت نیاز داریم. به رهبری نیاز داریم. باید دست از ترسیدن برداریم و اقدام کنیم.
دولت تغییر، همین حالا!»
נתניהו הפסיד. אני יודע לספור עד 120. 65 זה יותר מ-55. ככה עובדת הדמוקרטיה הישראלית. נקודה.
תמונת המציאות חייבת ללמד אותנו לקח אחד מהדהד: אין לנו עתיד כאן אם לא נפסיק לפחד. ואם לא נפסיק עם הגזענות. אסור לנו לקבל יותר את החלוקה הגזענית של נתניהו בין קולות יהודיים לקולות ערביים.
הקול של אזרח ישראלי שמצביע בטירה שווה בדיוק כמו הקול של אזרח ישראלי שמצביע בגבעת שמואל. לא פחות. לא בערך. בדיוק.
מי שמנסה למחוק את הקולות של האזרחים הערבים, נכנע לנתניהו ומוותר על ישראל.
ועכשיו בואו נדבר על ציונות.
בגוש של נתניהו יושבים 16 חברי כנסת ממפלגות חרדיות לא ציוניות, שמקדמות השתמטות המונית בזמן שהילדים שלנו נלחמים ונהרגים.
אם נתניהו מתעקש לספור רק רוב ציוני, שיגרע קודם כול מהגוש שלו את 16 חברי הכנסת של המפלגות החרדיות הלא־ציוניות.
הם לא יטיפו לנו על ציונות.
לגוש השינוי יש רוב ציוני: 49 מול 39.
לגוש השינוי יש רוב ישראלי: 65 מול 55.
יש לנו רוב. יש לנו אחריות. ויש לנו הזדמנות להקים ממשלת שינוי בשותפות עם אזרחי ישראל הערבים. ממשלה שתשרת את כל אזרחי ישראל.
עכשיו צריך אומץ. צריך מנהיגות. צריך להפסיק לפחד ולהתחיל לפעול.
ממשלת שינוי עכשיו!
Panah Farhadbahman 🎒 retweeted
دوستان! خواهش میکنم! مروت پس کجا رفته؟ پویان از دیروز بوسش نکرده. برید دو میلیون کامنت بگذارید، بوسش کنه خب!
اتفاقی که امروز در اسرائیل افتاد، هفته دیگه در آمریکا تکرار میشه. حالا اونها حال ما رو بهتر میفهمند. مایی که به صورت تاریخی، انتخابهامون اغلب یک "نه" به یک طرف ماجرا بوده، نه تایید طرف دیگر ماجرا.
Panah Farhadbahman 🎒 retweeted
چقدر رقتانگیزند اونها که با کلّی ادعا، رفتند پشت سر ترامپ و نتانیاهو. همه چیز رو باختند، از همه مهمتر شرافت و حیثیتشان را، بابت هیچ. از ایادی موساد اینترنشنال گرفته؛ تا #فرقه_پهلوی.
تُفالههای فارسیزبان.
Panah Farhadbahman 🎒 retweeted
هیچ چیز به اندازهی این پوستر «اینترنشنال» واقعیت را برملا نمیکند: شکست «بیبی» در انتخابات امروز کنست، برای ایران به عنوان کشور و ملت و دولت تاریخی یک پیروزی مهم است. ستون فقرات جریان وابسته و ویرانشهری در «اپوزیسیون همسان و یکشکل»، همانا ترامپ و نتانیاهو بوده و هستند. جریانی که با جلوههای رنگارنگش، با معماری موساد و سیا از یک سو و نهادهای اطلاعاتی و کژکارکرد جمهوری اسلامی از سوی دیگر، به شکلی غیرطبیعی در دهه گذشته فراتر از وزن طبیعی خود سر برآورد و بدان ضریب داده شد.
این شبهرسانه مروج ناحقیقت و در خدمت افراطیهای اسرائیل، نیک میداند که سقوط نتانیاهو و ترامپ، یعنی به حاشیه رفتن همین جریان ضدملی و بیگانه با عقلانیت و موازین انسانی که ریشهای در ایران ندارد. امروز پرده کاملا میافتد و واقعیت عریان میشود: «اینترنشنال» نه تنها بازتابدهندهی نظرات مردم ایران نیست، بلکه حتی منعکسکنندهی خواست مردم اسرائیل و واقعیتهای حاکم بر آن هم نیست — و این، سنگینترین مُهر بطلان بر کارنامهی سیاه آن است.
جنگ با ایران را فراموش کنید؛ آیا نتانیاهو میخواهد پس از انتخابات اسرائیل، ششم ژانویهای دیگر رقم بزند؟
در شرایط کنونی و با دولت فعلی اسرائیل، احتمال آغاز دور تازهای از جنگ با ایران تنها سناریوی کابوسوار نیست.
هاآرتص، جاشوا لایفر: کمتر از دوازده ساعت دیگر، صندوقهای رأی در اسرائیل باز خواهند شد. نگرانیهای زیادی درباره اقداماتی وجود دارد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ممکن است پیش از انتخابات انجام دهد و همچنین کارهایی که احتمال دارد پس از آن بکند.
بر اساس گزارشهای سیانان و فایننشال تایمز، نتانیاهو تاکنون برای ازسرگیری جنگ با ایران تلاش کرده است. این در حالی است که ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، با چنین اقدامی مخالفت کرده و به دن کین، همتای آمریکایی خود، گفته است که این حمله میتواند روند انتخابات را مختل کند.
این گزارشها پس از افشاگریهای اواخر هفته گذشته منتشر شدهاند که نشان میداد جنگندههای اسرائیلی تا مرز ایران و عراق پرواز کردهاند. برخی معتقدند هدف از این اقدام، تحریک ایران به واکنش و در نتیجه ایجاد بهانهای برای ازسرگیری جنگ بوده است. خوشبختانه ایران در این دام نیفتاد.
در چنین فضایی، اسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، صبح امروز ناچار شد توضیح دهد که هیچ برنامهای برای حمله به ایران پیش از انتخابات وجود ندارد. او همچنین وجود هرگونه تنش میان فرماندهان ارتش و دولت نتانیاهو را تکذیب کرد.
اما اظهارات کاتس قانعکننده نیست.
نتانیاهو پیش از این نیز برای حفظ قدرت خود، جان شهروندان اسرائیلی را به خطر انداخته است. این مسئله تا حدی توضیح میدهد که چرا او جنگ غزه را تا آن اندازه طولانی کرد، حتی زمانی که امکان بازگرداندن زودتر گروگانها وجود داشت. هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم نتانیاهو اکنون که آینده سیاسیاش در خطر است، برای تکرار چنین کاری تردید خواهد کرد.
همین ویژگی نخستوزیر باید بهتنهایی برای سلب صلاحیت او از تصدی این مقام کافی باشد. اما در عمل چنین نشده است.
آخرین نظرسنجیهای پیش از انتخابات که شامگاه جمعه منتشر شدند، از رقابتی تنگاتنگ میان دو اردوگاه حامی و مخالف نتانیاهو حکایت دارند.
در نظرسنجیهایی که شمار کرسیهای پیشبینیشده برای حزب لیکود از ۳۲ کرسی فعلی به حدود ۱۷ تا ۱۹ کرسی کاهش یافته است، بخش بزرگی از این کاهش به سود مخالفان نتانیاهو نبوده، بلکه نصیب احزاب راستگرای افراطیتری شده است که ائتلاف حاکمِ در حال پایان دوره را تشکیل میدهند.
در چنین شرایطی، احتمال آغاز دور تازهای از جنگ با ایران تنها سناریوی کابوسوار نیست.
در بخشهایی از رسانههای راستگرا، فضاسازی و ایجاد هراس درباره تقلب انتخاباتی نیز آغاز شده است. دستکم به نظر میرسد بخش قابلتوجهی از پایگاه فعلی حامیان نخستوزیر، از پیش برای زیر سؤال بردن نتایج انتخابات در صورت شکست او آماده شدهاند.
آیا ممکن است نتانیاهو تلاش کند نسخهای اسرائیلی از ششم ژانویه دونالد ترامپ را به راه بیندازد؟
این همان سناریویی است که برخی تحلیلگران ریسک سیاسی در اسرائیل، به اندازه موشکهای ایرانی از وقوع آن نگران شدهاند.
تصور چگونگی وقوع چنین اتفاقی دشوار نیست:
حامیان نتانیاهو ادعا میکنند که در یک یا چند حوزه رأیگیری تقلب صورت گرفته است و پرونده به دیوان عالی اسرائیل ارجاع داده میشود.
دیوان عالی حکم میدهد که در واقع هیچ تقلبی رخ نداده و نتایج انتخابات سالم بوده است.
اما نتانیاهو و حامیانش حکم دادگاه را نمیپذیرند و ادعا میکنند که دیوان عالی با جانبداری و دخالت در روند انتخابات، در پی غصب قدرت از جناح راست بوده است.
آنوقت چه اتفاقی خواهد افتاد؟
بیتردید یک بحران سیاسی ساختاری شکل خواهد گرفت و احتمال بروز ناآرامی و آشوبهای داخلی نیز وجود خواهد داشت.
بنابراین، چند روز آینده از بیش از یک جهت، آزمونی برای سنجش آن چیزی خواهد بود که از دموکراسی اسرائیل باقی مانده است.
«هاآرتص امروز» خبرنامه روزانه این روزنامه است که رویدادهای اصلی روز در اسرائیل و منطقه را مرور میکند و نگاهی تازه به مهمترین خبرهای روز دارد. خوانندگان میتوانند برای دریافت تازهترین اخبار اسرائیل، خاورمیانه و جهان یهود از نویسندگان و دبیران هاآرتص، در این خبرنامه ثبتنام کنند.
haaretz.com/israel-news/haar…
افشاگری هاآرتص: مقامهای موساد با تلاش نتانیاهو برای عملیات علیه ایران پیش از انتخابات مخالفت کردند، اما رئیس موساد از آن حمایت کرد
هاآرتص دریافته است که بر سر عملیات علیه ایران در آستانه انتخابات پیش روی اسرائیل، شکافی کمسابقه میان رومن گوفمن، رئیس موساد، و مقامهای ارشد این سازمان اطلاعاتی ایجاد شده است. گوفمن با وجود مخالفت ایال زامیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، از تلاش بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، برای انجام عملیات حمایت میکند.
به گفته منابع ارشد، شماری از مقامهای بلندپایه موساد نگرانی خود را از این موضوع ابراز کردهاند که زمانبندی این عملیات ممکن است تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار گرفته باشد.
موساد در واکنش به این گزارش اعلام کرد که درباره فعالیتهای عملیاتی در حوزه مسئولیت خود یا گفتوگوهای پشت درهای بسته اظهارنظر نمیکند. با این حال، این سازمان تأکید کرد که «دیدگاههای متفاوت» مطرحشده در جلسات داخلی، «منبع قدرت سازمانی است، نه نشانه تنش».
بر اساس گزارش سیانان، ایال زامیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، به همتای آمریکایی خود هشدار داده است که حمله آمریکا به ایران پیش از انتخابات روز سهشنبه اسرائیل، روند رأیگیری را مختل خواهد کرد. این هشدار باعث شد آمریکاییها درخواستهای بنیامین نتانیاهو برای انجام حملات مشترک به ایران را رد کنند.
این گزارش که به نقل از مقامهای آمریکایی و یک منبع امنیتی اسرائیلی منتشر شده، میگوید هشدار زامیر به دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، پس از آن مطرح شد که نخستوزیر اسرائیل دولت ترامپ را برای انجام حملات تازه علیه ایران پیش از انتخابات روز سهشنبه تحت فشار قرار داده بود.
این منبع اسرائیلی به سیانان گفت: «نتانیاهو واقعاً میخواست پیش از انتخابات حمله مشترکی به ایران انجام شود و تلاش کرد ترامپ را برای این کار متقاعد کند، اما ترامپ چراغ سبز نشان نداد.»
این منبع افزود که اظهارات زامیر یکی از دلایلی بوده که باعث شده ترامپ تاکنون از حمله به ایران خودداری کند.
دفتر نخستوزیری اسرائیل این گزارش را تکذیب کرد.
ارتش اسرائیل اما گزارش را مستقیماً تکذیب نکرد و تنها اعلام کرد که تمامی ملاحظات ارتش «صرفاً مبتنی بر مسائل امنیتی، حرفهای و فارغ از گرایشهای حزبی» است و گزارشهایی که خلاف این موضوع را مطرح میکنند، «گمراهکننده و بیربط» هستند.
شبکه ۱۲ اسرائیل روز سهشنبه گزارش داد که تنشها میان نتانیاهو و زامیر بر سر این موضوع در ۲۴ ساعت گذشته تشدید شده است. این تنشها در حالی افزایش یافته که مقامهای نظامی نگراناند موضوع ایران برای کسب امتیاز سیاسی در آستانه انتخابات مورد استفاده قرار گیرد.
با انتشار این گزارشها، یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، وجود هرگونه «قصدی» برای حمله به ایران پیش از انتخابات را رد کرد. او همچنین گزارشها درباره اختلاف میان رهبری سیاسی و ارتش اسرائیل بر سر حمله احتمالی به ایران پیش از روز رأیگیری را تکذیب کرد.
اوایل روز دوشنبه، آویگدور لیبرمن، رهبر حزب اسرائیل خانه ما، اعلام کرد که از گالی بهاراو میارا، دادستان کل اسرائیل، خواسته است تحقیقات کیفری علیه نتانیاهو را به ظن خیانت آغاز کند. لیبرمن نخستوزیر را متهم کرد که تلاش دارد اسرائیل را در آستانه انتخابات به جنگ با ایران بکشاند.
هاآرتص روز دوشنبه گزارش داد که موضوع دیگری نیز موجب اختلاف میان نتانیاهو و زامیر شده است. این اختلاف به چگونگی ادامه عملیات نظامی در شهر الخلیل در کرانه باختری مربوط میشود؛ عملیاتی که پس از کشته شدن دو سرباز اسرائیلی به دست افراد مسلح فلسطینی در غرب این شهر در روز جمعه اعلام شد.
نتانیاهو پس از این حمله به الخلیل رفت و از آغاز یک عملیات نظامی گسترده خبر داد. ارتش اسرائیل صدها نفر از ساکنان محلهای را که دو فرد مسلح در آن زندگی میکردند، تخلیه کرد و حدود ۲۰۰ خانه را برای یافتن سلاح مورد بازرسی قرار داد.
زامیر به نتانیاهو گفته است که از نظر او این عملیات به پایان رسیده است. با این حال، نتانیاهو و یسرائیل کاتس، وزیر دفاع، بر ادامه تخلیه اجباری ساکنان و بازرسی خانهها اصرار دارند و خواهان جلوگیری از بازگشت ساکنان به خانههایشان هستند.
موساد در واکنش خود به گزارش هاآرتص اعلام کرد که «گفتوگوهای حرفهای، آزاد و عمیق» بخشی عادی از شیوه مدیریت این سازمان است.
haaretz.com/israel-news/isra…
Panah Farhadbahman 🎒 retweeted
اوباما در سخنرانی ایالت اوهایو به نفع نامزد دموکرات برای مجلس سنا و فرمانداری ایالت شدیدا به ترامپ حمله کرد:
«ایران اصلا سلاح هسته ای نداشت…چون من با یک توافق دیپلماتیک بدون اینکه به زدن موشک نیازی باشد جلوی آن را گرفته بودم…او بهمش زد و این جنگ را راه انداخت.»
Panah Farhadbahman 🎒 retweeted
هر پفیوزی که به بازنشرکنندگان مقالهی هاآرتص گفت «پروندهساز»، این رو طوری بزنید توی دهنش که خودش و شاهش تا ابد خفهخون بگیرن.
کسانی که باعث شدن بچههای ما اتهامهای سنگین بگیرن اینها بودن: یاسمن پهلوی، چندین اکانت سطل که نوشتن «موساد لابلای شماست»، و البته مقامهای اسرائیل 👇
Panah Farhadbahman 🎒 retweeted
کهن خرقهٔ خویش پیراستن
بِِه از جامهٔ عاریت خواستن…
حرامزادگان با تقطیع سخنان من، اینگونه جلوه دادهاند که خواستار کشتار مردم شدهام.
با این بازی به خوبی آشنا هستیم.
اتفاقا به طور دقیق شرح دادهام که چرا حمایت خارجی، هزاران ایرانی را از خطر مرگ دور میکند.
دقیقا گفتهام که حمایت خارجی را طلب میکنیم چون این حکومت بیش از هر جنگی انسان میکشد.
دقیقا شرح دادهام که حمایت خارجی را برای کاستن از درد و رنج مردم ایران طلب میکنیم.
لینک ویدئوی کامل را در کامنتها ببینید
امروز وزیر امور خارجه فرانسه گفت: «هرگونه تشدید دوباره تنشها میان ایران و ایالات متحده، تنها بازنده به همراه خواهد داشت و موجب افزایش قیمت نفت خواهد شد.»
وزیر خارجه آلمان اعلام کرد که بریتانیا، فرانسه و آلمان آماده مذاکره با ایران هستند.
وزیر خارجه ترکیه گفت که حمله مجدد به ایران موجب تشدید تنشها و گسترش بیشتر درگیری خواهد شد.
وزیر خارجه ایتالیا، نزدیکترین متحد اروپایی ترامپ هم: «اگر میخواهیم تنگه هرمز را که برای اقتصادهای ما حیاتی است، دوباره بازگشایی کنیم، باید گفتوگو را پیش ببریم و به ایران بفهمانیم که این رویکرد نمیتواند ادامه پیدا کند.»
فارغ از نتیجه این جنگ در میدان نظامی، آمریکا تا ابد بابت حمله به ایران هزینه خواهد داد. بیشتر از عراق و افغانستان. توی اون دو تا، اروپا رو شریک جرم داشت. این بار اروپا به صراحت داره میگه، روی ما حساب نکن.
Panah Farhadbahman 🎒 retweeted
فریاد وطنفروشی مزدوران اینترنشنال:
با گردنی افراشته میخواهیم تا ایران را بمباران کنید حتی اگر تلفات انسانی و از بین رفتن زیرساختهای ایران را به دنبال داشته باشد!
این رو پین میکنم تا به وقتش ۱۴۰۵/۰۸/۰۱
دیوید هوروویتز، سردبیر «تایمز اسرائیل»، پرمخاطبترین رسانه انگلیسیزبان اسرائیل:
«نتانیاهو نمیتواند بخشی از روند التیام اسرائیل باشد. این خود نتانیاهوست که اسرائیل باید از او التیام پیدا کند.»
timesofisrael.com/for-israel…
برای توییتم به چتجیپیتی گفتم یه میز پوکر میخوام که ترامپ و مجتبی دارند بازی میکنند و روی میز بازی نقشه ایرانه. خودش به صلاحدید خودش یه لیوان ویسکی اضافه کرد کنار ترامپ، یه فنجون چای کنار مجتبی. 😂
حالا خوبه ترامپ لب به الکل نمیزنه.
عین بازی پوکر شده. یه ور ترامپ، اون یکی ور، جمهوری اسلامی. غالب اخبار، پوشش رجزخونیهای طرفینه. ترامپ قمارباز قهاریه. جمهوری اسلامی هم قمارش حرف نداره.
نمیشه فهمید که کدومشون داره بیشتر بلوف میزنه.
این بازی پوکر فرقش با بقیه بازیهای پوکر اینه که این یکی، سَرِ سرنوشت ماست...
ولی نصر، استاد روابط بینالملل در دانشگاه جانز هاپکینز:
فکر نمیکنم تلاش برای تعیینِ یک معیار عینیِ پیروزی در اینجا چندان مفید باشد.
چون هر طرف حساب میکند که آیا باید به جنگ برگردد یا توافقی مشخص را پای میز مذاکره بپذیرد، بر پایهٔ آنچه خود پیروزی تعریف میکند. این دو کشور از نظر اندازه و جایگاه در نظم جهانی برابر نیستند، و نوع منافع و اهداف ملیشان هم یکسان نیست.
پس آنچه ایران پیروزی میداند، همان چیزی نیست که آمریکا پیروزی میداند. کاملاً روشن است که یکی از دلایلی که حالا نمیتوانند به توافقی دیپلماتیک برای پایان جنگ دست یابند این است که توافق دیپلماتیک برای هیچیک از آنها پیروزی به ارمغان نمیآورد.
در مورد آمریکا، من این را به دو بخش تقسیم میکنم: آنچه میتواند برای آمریکا پیروزی محسوب شود، و سپس آنچه میتواند برای دونالد ترامپ پیروزی محسوب شود.؛ و فکر نمیکنم این دو همیشه یکی باشند.
برای مثال، برای ترامپ این مطرح است که انتخابات میاندورهای چه میشود.
و بعد، مسئلهٔ میراث او بهعنوان رئیسجمهور آمریکا مطرح است و اینکه با چه چیزی میتواند کنار بیاید و بهعنوان سیاستمدار، چه چیزی را میتواند به مردم بقبولاند.
اما برای آمریکا مسئله بسیار بزرگتر است، چون جایگاه جهانی آمریکا به نتیجهٔ این جنگ بستگی دارد.
آمریکا با هدف تغییر جمهوری اسلامی وارد این جنگ شد. جمهوری اسلامی باقی ماند و دست به ضدحمله بزرگی زد و بخش بزرگی از پایگاهها و تجهیزات نظامی آمریکا را در سراسر منطقه نابود کرد.
همین بقای جمهوری اسلامی، برای ایران پیروزی بود و بهخودیخود برای ایالات متحده شکست بود.
و از درون آن، مسئله تنگه هرمز آمد که بردی تازه برای ایران است؛ توان فشار بر همسایگانش و فشار به اقتصاد جهانی.
فکر میکنم معضل این است که ایالات متحده باید نشان دهد که از این جنگ چیزی فراتر از بازگشایی تنگه هرمز به دست آورده است.
وگرنه، نه آمریکا و نه ایران، و نه حتی رئیسجمهور ترامپ نمیتواند توضیح دهد که چرا آمریکا هفتماه با ایران در جنگ بود؛ با چه هدفی؟ و فکر میکنم برای آمریکا بهعنوان یک کشور، شاید بیشتر دنبالِ شکستِ آشکارتر ایران است. چون اعتبار آمریکا بهعنوان ابرقدرت زیر سؤال رفته است، چرا که نشان داده که بدون اعزام نیروی زمینی نتوانسته یک قدرت نظامیِ بهاصطلاح درجهدو را شکست دهد. کشوری که که راهی برای جنگیدن پیدا کرده و ارتش آمریکا و صنایع نظامی آن را چنان فرسوده کرده که به محدودیتهای مشخصی رسیدهاند.
شیوهای که این فشار اقتصادی اعمال شده، مؤثر است، اما لزوماً نه در بازهٔ زمانیِ تعیینکننده.
دوم، ایران پیش از این زیر فشار حداکثری بوده. این کشور میتواند بیش از آنچه ایالات متحده روی آن حساب میکند، فشار را تاب بیاورد و با آن کنار بیاید.
سوم، به نظر میرسد این راهبرد فشار اقتصادی از آن رو در اولویت قرار گرفت که آمریکا از نظر نظامی گزینهای برایش نمانده بود. پس وقتی گزینهٔ نظامیِ واقعی برای تغییر معادله میدان نبرد نداشت، دولت تصمیم گرفت این ایدهٔ تازه را مطرح کند که آنچه را در جنگ نتوانستیم، حالا میخواهیم از طریق فشار اقتصادی انجام دهیم. این شاید برای ترامپ جواب بدهد، اما برای آمریکا راهحل نیست.
چون اگر چین یا روسیه یا کره باشید و به این وضعیت نگاه کنید، میگویید آمریکا در شکست نظامی ایران ناکام ماند؛ و در نهایت این ارتش آمریکا نبود که این جنگ را برد؛ بلکه وزارت خزانهداری بود که در این جنگ پیروز شد. این پیامدهای بسیار جالبی برای درک قدرت آمریکا دارد.
این وضعیت بهتنهایی پایدار هم نیست، چون به نقطهای میرسد که در آن یا ایران یا آمریکا به این نتیجه میرسند که این میزان فشار اقتصادی بس است و دوباره به جنگ برمیگردند.
حتی برای ترامپ هم این واقعیت پوشیده نیست که آمریکا تا حدی در این جنگ تضعیف شده.
رئیسجمهور آمریکا این جنگ را با این نگرش آغاز کرد که آمریکا ابرقدرت است. به اروپا نیازی ندارد. به ناتو نیازی ندارد. به کانادا نیازی ندارد. به هیچ متحدی نیاز ندارد. میتواند به جهان دیکته کند که چه چیزی را میتواند معامله کند و چه کاری باید انجام دهد. و اگر از کشوری خوشش نیاید، میتواند رهبرش را برکنار کند و از آن بخواهد که خودش را تغییر دهد، و لازم نیست از هیچ قاعدهای پیروی کند. حتی قواعدی را که خودش در ساختن این نظم لیبرال بینالمللی سهم داشت؛ هنجارهای بینالمللی، حقوق بینالملل، و غیره.
اما این جنگ نشان داد که دیگر آنقدر که بود قدرتمند نیست، و کشورهای بیشتری کمکم آن را به چالش میکشند.
مثلاً میتوان تصور کرد که کانادا آنگونه که اخیراً در برابر آمریکا ایستاد، نمیایستاد؛ اگر ضعف آمریکا را در این جنگ ندیده بود.
یا چین احتمالاً موضع سختتری میگرفت. هم وقتی ترامپ به پکن رفت، و هم وقتی شی به واشنگتن سفر کرد.
فکر میکنم ترامپ این را میفهمد. اگر هیچ چیز دیگری را هم نفهمد، قدرت را میفهمد. شاید بسیاری از ظرایف راهبرد و تصمیمگیری را نفهمد، اما قدرتِ خام را میفهمد. او میفهمد که ایرانیها در برابرش ایستادهاند؛ آن هم به شکلی که تاکنون هیچ کشور دیگری نایستاده؛ چه دوست، چه دشمن. و اینکه نتوانسته آنها را شکست دهد، مگر با رفتن به جنگی بسیار، بسیار بزرگتر: بمبهای ۲۰۰۰ پوندی [۱۰۰۰ کیلویی]، بمبهای ۵۰۰۰ پوندی [۲۵۰۰ کیلویی]، تخریب زیرساختها، و از این قبیل چیزها.
این همچنین بحث سیاسی داخلی بسیار مهمی است که به گمانم حاکمیت آمریکا آن را درک میکند. به همین دلیل است که گفتم تعریف آنچه ترامپ در این مقطع پیروزی تلقی میکند، با آنچه ممکن است اولویتهای راهبردی آمریکا باشد، لزوماً یکی نیست.
فکر میکنم در ایران بحث و جدل زیادی هست: نمیگویم دیدگاه واحدی وجود دارد.
فکر میکنم آنها واقعاً معتقدند که پیروز شدهاند و در واقع دستاورد مهمی از این جنگ به دست آوردهاند. آنها [فکر میکنند] پیروز شدهاند، چون باقی ماندهاند، آن هم در برابر دو قدرت نظامی پیشرفتهٔ هستهای. و راهبردهایی که طراحی کرده بودند برای ضربه زدنِ سنگین و جان به در بردن از حملهٔ آمریکا و اسرائیل، کارساز بوده. و اینکه نقشهٔ راهبردی خاورمیانه را تغییر دادهاند.
آنها حضور آمریکا در منطقه را به مشکل تبدیل کردهاند. آنها به کشورهای عربی نشان دادهاند که چتر امنیتی آمریکا آن چیزی نیست که گمان میکردند.
آنها ابزار تازهای کشف کردهاند به نام تنگهٔ هرمز و تنگهٔ بابالمندب؛ که حالا اهرم فشار مشخصی به آنها میدهد.
شکی نیست، اگر به گفتمانشان گوش کنید، آنها تا حدی فکر میکنند که به هدفشان رسیدهاند؛ اینکه اساساً نظمی را درهم شکستهاند که آمریکا برای مهار آنها در خاورمیانه ایجاد کرده؛ و اینکه دیگر راه بازگشتی به نظم قدیم وجود ندارد. و همچنین تا حدی خود را چنین میبینند که در این ماجرا مثل یک قدرت بزرگ عمل کردهاند و خواهان به رسمیت شناخته شدن در همین جایگاهاند. حالا، شاید همهٔ اینها نادرست باشد، اما چیزی است که آنها فکر میکنند، و همین به رفتارشان جهت میدهد.
فکر میکنم مشکل بزرگ ایران این است که با یک ابرقدرت میجنگد، و ابرقدرت همیشه از شما قویتر است.
ممکن است آستانه تحمل درد پایینتری داشته باشد. ممکن است صبر کمتری داشته باشد. ممکن است اولویتهای متفاوتی داشته باشد. اما از نظر قدرتِ خام، خیلی قویتر است.
بنابراین ایرانیها میدانند که نمیشود در نهایت این جنگ را در میدان نبرد ببرند.
پس باید به نقطهای برسند که آمریکا حاضر باشد برای پایان دادن به این جنگ توافق کند؛ و آنها نتوانستهاند به آن نقطه برسند؛ به دلایل داخلی در ایران، و همچنین چون با دونالد ترامپ طرف هستند.
بهتر است اینطور بگویم که ایرانیها از تابستان تا حالا در تبدیل آنچه پیروزی میدانی میدانستند به دستاوردهای راهبردی که جنگ را به پایان برساند، با مشکل روبهرو بودهاند و هنوز هم با همین مسئله دست و پنجه نرم میکنند. بخشی از مشکلشان این است که هیچ توافقی روی میز نیست که بتوانند بهطور جدی بهعنوان جایگزینی برای راهبرد فعلیشان بررسی کنند. پس در این وضعیت گیر افتادهاند که باید در برابر فشار آمریکا دوام بیاورند و فشار متقابل وارد کنند، به این امید که ترامپ زودتر از آنها خسته شود، و در یک نقطه دربارهٔ دیپلماسی جدی شود.
این مهم است که حرف زیادی دربارهٔ دیپلماسی میشنوند، اما فکر نمیکنند واشنگتن در آن جدی باشد.
در ایران کسانی هستند که میگویند، بله، زمانی برای دیپلماسی وجود دارد، اما ما هنوز به آن نرسیدهایم. در حالی که برخی دیگر میگویند باید فعالانه امکانهایش را بررسی و منتظر نمانیم تا خودش از راه برسد. نقطه شکاف اصلی همینجاست.
اما در سطحی بسیار گستردهتر، فکر میکنم ایران واقعاً میخواهد ایالات متحده به سیاست مهار ایران پایان دهد؛ یعنی دیگر هیچ پایگاهی در اطراف ایران در خلیج فارس نداشته باشد، از خلیج فارس خارج شود و تحریمها را بردارد. میدانم این خواستهای بلندپروازانه است؛ اما اگر بپرسید از نظر راهبردی چه میخواهند، بله، همین را میخواهند، چون این کار تهدیدها علیه آنها را کاهش میدهد. و همزمان به آنها امکان میدهد کشور و اقتصاد داخلی را بهتر اداره کنند.
به بیان دیگر، در ذهن حاکمان جمهوری اسلامی، این دشواری اقتصادی است که اکنون بزرگترین منبع ناآرامی عمومی است، بیش از مسائل صرفاً سیاسی و فرهنگی چون دامنهٔ بسیار گستردهتری از جمعیت را دربر میگیرد.
اما فکر میکنم آنها میفهمند که این کار باید با این تفاهمنامه شروع شود.
یعنی دستکم، هدف فوری این است که ببینند آیا میتوانند به آتشبس برسند، آن هم در چارچوبی که ژوئن به آن رسیده بودند.
اگر کمتر از آن باشد، یعنی از ژوئن تا الان آنها عقبنشینی کردهاند. و این برایشان واقعاً تلخ و دشوار است. برای همین دارند مقاومت میکنند.
همزمان آمریکا هم توافق ژوئن را امضا کرد، اما ترامپ بلافاصله به این نتیجه رسید که اشتباه بوده و بهشدت مورد انتقاد قرار گرفت. پس او نمیخواهد به آن برگردد. او میخواهد ایرانیها چیزی به او پیشنهاد دهند بیشتر از چیزی که در ژوئن امضا کرد. و شکاف میان آنها دقیقاً همینجاست.
پس راهبرد فوریِ هر دو طرف آن راهحل بزرگ برای تغییر نقشهٔ جهانِ پیرامونشان نیست، بلکه این است که راهی مناسب برای پایان دادن به این جنگ پیدا کنند.
فکر میکنم ایرانیها هم امیدوارند تا وقتی به آنجا برسند، ایالات متحده به این نتیجه رسیده باشد که این کار خیلی سخت، خیلی دشوار و خیلی پرهزینه بوده، و نمیخواهیم دوباره این کار را بکنیم. و اگر واقعاً نمیخواهیم تکرارش کنیم، پس، میدانید، چه لازم است تا به راهحلی بسیار ماندگارتر و پایدارتر برسیم.
پیروزی در جنگ ایران و آمریکا برای هر طرف چه معنایی دارد؟ ولی نصر توضیح میدهد که چرا هیچ توافقی برای دو طرف پیروزی به حساب نمیآید، چرا پیروزی ترامپ با پیروزی آمریکا یکی نیست و چرا به باور او این جنگ را وزارت خزانهداری برد، نه ارتش.
@vali_nasr












