https://xitter.cf/t.co/dflAPTJ7FH | Executive Editor at Iran International. Former Iran Service Director at Radio Farda and former lead presenter at BBC Persian.

Washington, DC
Joined May 2009
دادستان‌ها در دادگاهی در لندن اعلام کردند سه مرد ایرانی برای کمک به نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی و زمینه‌سازی برای اعمال خشونت شدید علیه دست‌کم یک هدف، از روزنامه‌نگاران ایران‌اینترنشنال جاسوسی کرده‌اند. دادستان‌ها سه‌شنبه ۱۴ مهر در دادگاه سلطنتی وولویچ گفتند مجتبا پورمحسن و کامبیز حسینی، از روزنامه‌نگاران ایران‌اینترنشنال، از جمله اهداف عملیات رصد و نظارت این سه نفر بوده‌اند. iranintl.com/202610065046
6
13
1
180
9,144
Three Iranian men spied on Iran International journalists to assist Iranian intelligence services and prepare for serious violence against at least one target, prosecutors told a London court Tuesday. Iran International journalists Mojtaba Pourmohsen and Kambiz Hosseini were among the targets of the alleged surveillance operation, prosecutors told Woolwich Crown Court. iranintl.com/en/202610064415
1
25
2
90
6,834
مراسم تشییع و تدفین پیکر فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری توانمند ایران اینترنشنال، با حضور بهنود نورپناه، همسر او، و ده‌ها روزنامه‌نگار و کنشگر مدنی در آرامستانی در پایتخت بریتانیا برگزار شد. فرحناز اسپد پس از تحمل یک دوره بیماری سخت، در ۳۷ سالگی، ۲۶ مردادماه، چشم بر جهان فروبست. اسپد متولد سال ۱۳۶۸ بود و همکاری خود را با ایران‌اینترنشنال از هشت سال پیش آغاز کرد. او از روزنامه‌نگاران و مجریان ایران‌اینترنشنال بود و به بهبود شرایط ایران و زندگی مردم این کشور علاقه داشت. فرحناز اسپد از دو سال پیش به سرطان مبتلا شده بود و به دلیل پیگیری روند درمان، امکان ادامه فعالیت رسانه‌ای نداشت. iranintl.com/202609038426
64
110
4
2,186
43,286
مهم: تصویری از این بخش از برنامه تیتراول این روزها با روایتی کاملا دروغین و تحریف‌شده دست‌به‌دست می‌شود. ۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، در اوج تنش میان هند و پاکستان، بخشی از برنامه ما درباره جنگ هسته‌ای و‌ تبعات فاجعه‌بار آن بود. برای اینکه مخاطب ایرانی بتواند مقیاس واقعی یک انفجار هسته‌ای و گستره آثار آن را درک کند، به‌ صورت فرضی نشان دادیم اگر انفجار هسته‌ای هیروشیما در ابعادشهری مانند تهران رخ می‌داد، چه محدوده‌ای را تحت تأثیر قرار می‌داد. این نکته را همان زمان در خود برنامه ‌صراحت توضیح دادم: نمایش این سناریو صرفاً برای قابل‌فهم کردن ابعاد و مقیاس فاجعه بود؛ اینکه مخاطب بداند وقتی از «انفجار هسته‌ای» حرف می‌زنیم، درباره چه گستره‌ای از ویرانی صحبت می‌کنیم. ضمن اینکه این شیوه برای توضیح مقیاس یک انفجار هسته‌ای نه عجیب است و نه مختص این برنامه. ابزارهای عمومی‌ای مثل NUKEMAP وجود دارند که دقیقاً با قرار دادن سناریوهای فرضی روی شهرهای مختلف جهان، ابعاد و گستره آثار یک انفجار هسته‌ای را برای مخاطب قابل‌تصور می‌کنند. موضوع برنامه نه «حمله به ایران» بود، نه پیش‌بینی آن و نه حمایت از آن؛ درست برعکس، تمام بحث درباره تبعات هولناک و فاجعه‌بار جنگ هسته‌ای بود. برداشتن یک اسکرین‌شات، حذف عامدانه تمام این توضیحات و ساختن روایتی کاملاً متفاوت از آن، دیگر «سوءبرداشت» نیست؛ تحریف آگاهانه محتوا و سوءاستفاده از آن برای تخریب و بدنام‌کردن است. برنامه کامل موجود است. هرکس بخواهد بداند واقعاً چه گفته شده، می‌تواند آن را ببیند؛ نه روایتی شرم‌آور‌ که از یک تصویر بریده‌شده ساخته شده است nuclearsecrecy.com/nukemap/
در حالی که تنش میان دو قدرت هسته‌ای، هند و پاکستان، به بالاترین سطح در ماه‌های اخیر رسیده، تهدیدهای جدید ولادیمیر پوتین درباره احتمال استفاده از سلاح اتمی در جنگ اوکراین، زنگ خطر تازه‌ای برای امنیت جهانی به صدا درآورده. از جنوب آسیا تا اروپای شرقی، رقابت‌های منطقه‌ای حالا با سایه سنگین زرادخانه‌های هسته‌ای ترکیب شده‌اند و یک اشتباه یا تصمیم اشتباه، می‌تواند جرقه فاجعه‌ای باشد که نسل بشر از آن واهمه دارد. «جنگ هسته‌ای » زیر ذره‌بین تیتراول
385
142
71
1,605
167,355
Mehdi Parpanchi retweeted
The regime in Iran is about to collapse but a few on here will be desperate to keep it propped up. Calm and logical dismantling of malicious posts are the order of the day. Hence a superb response here to an utterly disgraceful post above it ⬇️
Replying to @tparsi
This is a malicious, out-of-context misrepresentation of an anti-war educational report. Anyone who watches the full package, rather than relying on selectively cropped screenshots, can see the reality. The report was published on May 4, 2025, during a period of heightened military tensions between India and Pakistan and renewed Russian nuclear rhetoric over Ukraine. Its explicit purpose was to examine the catastrophic global risks of nuclear escalation between established nuclear-armed states. It had nothing to do with Iran’s military conflicts or any proposed military strikes on Iranian soil. The presenter explicitly stated on air that Tehran was selected purely as a familiar geographic reference point so an Iranian audience could grasp the abstract scale of nuclear blast radiuses and distances, much like how global educational tools such as NUKEMAP (nuclearsecrecy.com/nukemap/) overlay detonations on cities like New York, London, or Paris. The presenter even followed the graphic with a direct disclaimer emphasizing that Tehran fortunately faced no such threat. Far from normalizing violence, the entire piece is an uncompromising warning against the horror of nuclear conflict, detailing blast effects, mass casualties, nuclear winter, and worldwide starvation, before closing with Nikita Khrushchev’s warning that the living would envy the dead. Weaponizing muted screenshots from an anti-war broadcast about Indo-Pakistani tensions to claim Iran International is normalizing the bombing of an Iranian city is textbook bad faith and deliberate defamation. Watch the actual report in its full context here: youtube.com/watch?v=bqGToQOx…
33
157
2
1,060
46,808
This is a malicious, out-of-context misrepresentation of an anti-war educational report. Anyone who watches the full package, rather than relying on selectively cropped screenshots, can see the reality. The report was published on May 4, 2025, during a period of heightened military tensions between India and Pakistan and renewed Russian nuclear rhetoric over Ukraine. Its explicit purpose was to examine the catastrophic global risks of nuclear escalation between established nuclear-armed states. It had nothing to do with Iran’s military conflicts or any proposed military strikes on Iranian soil. The presenter explicitly stated on air that Tehran was selected purely as a familiar geographic reference point so an Iranian audience could grasp the abstract scale of nuclear blast radiuses and distances, much like how global educational tools such as NUKEMAP (nuclearsecrecy.com/nukemap/) overlay detonations on cities like New York, London, or Paris. The presenter even followed the graphic with a direct disclaimer emphasizing that Tehran fortunately faced no such threat. Far from normalizing violence, the entire piece is an uncompromising warning against the horror of nuclear conflict, detailing blast effects, mass casualties, nuclear winter, and worldwide starvation, before closing with Nikita Khrushchev’s warning that the living would envy the dead. Weaponizing muted screenshots from an anti-war broadcast about Indo-Pakistani tensions to claim Iran International is normalizing the bombing of an Iranian city is textbook bad faith and deliberate defamation. Watch the actual report in its full context here: youtube.com/watch?v=bqGToQOx…
"Iran International," the propaganda channel that: - is funded by Saudi Arabia, - is extensively used by Israel's Mossad for psy-ops, - ran campaigns to turn the Iranian public against one of the country's most important unifying symbols (the national soccer team), - helped push for crushing sanctions and once people turned to the streets out of desperation and despair told them that only foreign military intervention can rid them of the theocracy, - that same channel is also busy normalizing the nuking of Tehran. With some help on social media from the son of the former Shah and his supporters, of course.
57
134
24
965
53,153
فرحناز عزیز، آرام، متین و دوست‌داشتنی بودی؛ از آن آدم‌هایی که حضورشان به چشم و دل می‌نشیند و در خاطر می‌ماند. حالا باور اینکه دیگر در میان ما نیستی، سخت است. از نخستین خبرنگاران و مجریان ایران‌اینترنشنال بودی؛ از چهره‌ها و صداهایی که با سال‌های نخست این شبکه گره خوردند و بخشی از خاطره مخاطبانش شدند. اجرای تو شبیه خودت بود: صمیمی، گرم، دقیق و بی‌تکلف. مخاطب را با خبر همراه می‌کردی، بی‌آنکه خودت میان او و خبر قرار بگیری. در مصاحبه‌ها کوتاه و روشن می‌پرسیدی، خوب گوش می‌کردی و می‌دانستی چه وقت و چگونه باید سوال بعدی را پرسید. در نیوزروم هم همان بودی؛ متواضع و مهربان. حضورت همیشه حس می‌شد؛ حضوری گرم و دلنشین که حالا جای خالی‌اش بیشتر به چشم می‌آید. من تو را در روزهای کرونا شناختم؛ وقتی تازه به ایران‌اینترنشنال پیوسته بودم و نزدیک به یک سال در یک نیوزروم کنار هم کار کردیم. آن روزها، روزهای شتاب و اضطراب خبر بود. از تو اما خونسردی، نکته‌بینی و دقتت در خاطرم مانده است؛ شمّ خبری، قضاوت حرفه‌ای و وسواسی که در روایت درست و دقیق خبر داشتی. فرحناز عزیز، صدای گرم و اجرای نجیبت را فراموش نخواهیم کرد؛ آرامش، وقار و مهربانی‌ات را هم. تو از اولین چهره‌های ایران‌اینترنشنال بودی و بخشی از خاطره و تاریخ این اتاق خبر خواهی ماند. برای بهنود عزیز که در این سال‌های سخت بیماری، با عشق در کنارت بود، و برای مادر، پدر و خواهرت، شکیبایی آرزو می‌کنم. و برای تو، فرحناز عزیز، آرامش ابدی. جایت در اتاق خبر خالی است، اما یادت، صدایت و آن حضور گرم و آرام، با ما می‌ماند.
27
35
1,098
14,267
What has been less clear since Ali Khamenei’s death is the distribution of power below his successor. For a period, the layer immediately beneath Mojtaba Khamenei appeared unusually flat. It was difficult to tell who carried more weight among Ghalibaf, Vahidi, Zolghadr, Abdollahi and other senior political and security officials. That picture is becoming clearer. Taeb and Rezaei now appear to be the two most important figures immediately below Mojtaba. parpanchi.com/p/irans-new-po…
7
30
5
137
41,126
In the absence of any visual or audio confirmation that Mojtaba Khamenei is alive, Monday’s appointments, particularly Hossein Taeb’s return following Mohsen Rezaei’s elevation a day earlier, are the strongest indication yet that he is alive and running the show.
12
7
2
82
20,055
Iran’s new military appointments reveal a leadership consolidating control without changing course — at home, in the region, or in its underlying worldview. Read more: parpanchi.com/p/taebs-return…
2
20
2
142
11,190
عراق در سال ۱۹۹۱: حدود ۶۰ لشکر با نزدیک به یک میلیون نیروی نظامی در اختیار داشت. حدود ۵۷۰۰ تانک در اختیار داشت و یکی از پنج نیروی زرهی بزرگ جهان بود. بیش از ۳۰۰۰ قبضه توپ و راکت‌انداز داشت. یکی از بزرگ‌ترین نیروهای هوایی جهان را با حدود ۷۰۰ تا ۹۰۰ هواپیمای رزمی و آموزشی در اختیار داشت. یکی از متراکم‌ترین شبکه‌های یکپارچه پدافند هوایی جهان را اداره می‌کرد. صدها موشک بالستیک و یک زرادخانه عملیاتی سلاح‌های شیمیایی در اختیار داشت. صدام حسین دچار این توهم شد که چون می‌تواند برای آمریکا هزینه ایجاد کند، پس آمریکا توان شکست دادن او را ندارد. او قدرت تخریب را با توانایی تغییر نتیجه جنگ اشتباه گرفت و خود، ارتش و کشورش را قربانی محاسبات نادرست کرد. جمهوری اسلامی نیز در همان مسیر گام برمی‌دارد: بزرگ‌نمایی توانایی‌های خود، کوچک‌نمایی قدرت طرف مقابل، تفسیر بقا به‌عنوان پیروزی و جایگزین کردن ارزیابی عقلانی با شعارهای ایدئولوژیک و تصورات آخرالزمانی. صدام حسین نیز تصور می‌کرد با حمله به زیرساخت‌های انرژی منطقه می‌تواند آمریکا و متحدانش را وادار به عقب‌نشینی کند. او هم کوشید تأسیسات نفتی عربستان را هدف قرار دهد و هم هنگام عقب‌نشینی، دستور آتش زدن صدها چاه نفت کویت را صادر کرد؛ با این تصور که ایجاد یک بحران بزرگ انرژی، محاسبات آمریکا و ائتلاف را بر هم خواهد زد. اما نه جنگ متوقف شد، نه ائتلاف از هم پاشید و نه این اقدامات سرنوشت عراق را تغییر داد. امروز نیز در تهران، از حمله به تأسیسات نفتی کشورهای خلیج فارس به‌عنوان یک اهرم بازدارنده یاد می‌شود؛ استدلالی که یادآور همان منطق و همان خطای محاسباتی است. تاریخ تکرار نمی‌شود، اما قافیه‌اش اغلب تکراری است. رهبران خودکامه بارها همان اشتباه محاسباتی را تکرار می‌کنند: ابتدا واقعیت را انکار می‌کنند، سپس تبلیغات خود را باور می‌کنند و سرانجام، هزینه توهمات خود را بر مردم و کشورشان تحمیل می‌کنند.
148
210
22
2,292
198,518
این یادداشت را سه هفته پیش از جنگ چهل‌روزه نوشته بودم. امروز همان منطق درباره مجتبی خامنه‌ای صادق است. در جنگی که هدفش پایان سریع درگیری است، حذفِ رهبرِ آشتی‌ناپذیر می‌تواند به بخشی از منطق نظامی تبدیل شود. از این‌رو، نباید احتمال تلاش آمریکا و اسرائیل برای حذف او را نادیده گرفت.
اگر جنگی شروع شود، خامنه‌ای در صدر اهداف خواهد بود قرار بود جمعه، مذاکراتی میان جمهوری اسلامی و آمریکا برگزار شود؛ مذاکراتی که می‌توانست، دست‌کم روی کاغذ، تنش‌ِ فعلی را موقتا مدیریت کند. انصرافِ جمهوری اسلامی از این مذاکرات یعنی یک گام دیگر به احتمال جنگ نزدیک شدیم. تهران آگاهانه یکی از ترمزهای سیاسی کنترل تنش را از کار انداخت. جمهوری اسلامی به این جمع‌بندی رسیده است که زندگی زیر سایه دائمی جنگ، از خودِ جنگ پرهزینه‌تر است. سایه جنگ یعنی فرسایشِ مداوم: بی‌ثباتی اقتصادی، فرار سرمایه‌، تشدید فشار اجتماعی، و از همه مهم‌تر، فرسودگی دستگاه سرکوب در داخل. در این محاسبه، تهدیدِ خارجیِ دائمی همان چیزی است که می‌تواند اعتراضِ داخلی را زنده نگه دارد و خیابان را «قابل تکرار» کند. از این زاویه، «یک‌بار جنگیدن» حتی اگر پرهزینه باشد، بهتر از ماندن در وضعیتِ تعلیق است. آنها تصور می‌کنند اگر جنگی رخ دهد و تمام شود، حتی اگر خسارت‌بار باشد، می‌توان دوباره نظمِ «سرکوب و کنترل» را بازسازی کرد. اما اگر سایه جنگ بماند، هر بحرانِ داخلی می‌تواند به این امید گره بخورد که «شاید این بار ضربه خارجی کار را تمام کند». این محاسبه با برداشت آنها از اراده آمریکا گره خورده است. جمهوری اسلامی معتقد است آمریکا اراده سیاسیِ جنگ طولانی و به‌ویژه عملیات زمینی در ایران را ندارد و نهایتِ سناریو را در حملات هوایی و بمباران می‌بیند. از نگاه آنها، بمبارانِ حتی سنگین، به‌خودی‌خود به فروپاشیِ نظام منجر نمی‌شود؛ فروپاشی زمانی رخ می‌دهد که ستون‌های کنترل داخلی از هم بپاشد یا نیروی خارجی وارد معادله زمینی شود، سناریویی که از دید آنها، واشینگتن از آن پرهیز می‌کند. همین برداشت، آستانه ریسک‌پذیری را بالا می‌برد و کنار کشیدن از مذاکره را برایشان «معقول» می‌کند. بر این اساس، اگر قرار است جنگی رخ دهد، باید کوتاه، پرهزینه برای طرف مقابل و تعیین‌کننده باشد. اینجاست که منطق «گسترش هزینه» وارد می‌شود: حمله به تاسیساتِ نفتی و اقتصادیِ کشورهای همسایه با پوشش حمله به پایگاه‌های آمریکا، ناامن‌سازی منطقه، اختلال در عبور و مرورِ کشتی‌ها در خلیج فارس یا حتی بستن آن، و انتقال شوک به قیمت نفت و بازارهای جهانی. تصورشان این است که با بالا بردن شدیدِ هزینه منطقه‌ای و بین‌المللی، جنگ به سرعت مهار خواهد شد و سایه جنگ، اگر نه برای همیشه، دست‌کم برای مدت طولانی از سرِ جمهوری اسلامی برداشته می‌شود؛ چون دفعه بعد، کشورهای همسایه و بازیگرانِ منطقه‌ای و جهانی خودشان مانع تکرار جنگ علیه جمهوری اسلامی خواهند شد. در این روایت: جنگ یک‌بار، شیون یک‌بار. به باور آنها، جمهوری اسلامی باید هزینه جنگ علیه خود را آن‌قدر برای منطقه و اقتصادِ جهانی دردناک کند که برای مدتِ طولانی بیمه شود. همین چارچوب، تصمیم‌های دیگر جمهوری اسلامی را هم توضیح می‌دهد. در داخل، وقتی به این نتیجه رسیدند که عقب‌نشینی در برابر اعتراضات، نشانه ضعف است و ضعف خیابان را زنده نگه می‌دارد، به مشت آهنین و کشتار ده‌ها هزار نفر روی آوردند؛ قتل‌عامِ خیابانی را به ابزار بازدارندگیِ بلندمدت برای کنترل خیابان تبدیل کردند. در خارج هم، مذاکره را کنار گذاشتند: حاضر نیستند شرایط ترامپ را بپذیرند و ترجیح می‌دهند به استقبال جنگی بروند که به باورشان قرار نیست به فروپاشی نظام بیانجامد، اما هزینه دردناک آن برای منطقه نقش بازدارندگیِ بلندمدت خواهد داشت. جمهوری اسلامی «مشت آهنین در داخل و خارج» را انتخاب کرده است. نتیجه منطقیِ این مسیر، حرکت به سمت جنگ است. این‌که جنگ حتمی است یا نه را نمی‌دانیم؛ اما اگر جنگی در کار باشد خامنه‌ای قاعدتا در صدر اهداف خواهد بود. وضعیتِ آچمزِ فعلی، حاصلِ سرسختی خامنه‌ای است. آمریکا برای پرهیز از جنگِ طولانی، ناگزیر از حذف او و حلقه تصمیم‌گیرانِ اصلیِ جمهوری اسلامی خواهد بود. وقتی مصالحه منتفی شود، منطقِ درگیری به سمتِ راسِ تصمیم‌گیری یا سرِ مار حرکت می‌کند.
22
22
2
596
41,460
An old Iranian joke goes like this: A young man was walking with his girlfriend when he slipped and fell. Too embarrassed to admit it was an accident, he pretended it was intentional and crawled the rest of the way home. Every time I come across certain analyses of Iran, I’m reminded of that old joke. Rather than admit they got it wrong, their authors double down. They just keep crawling.
With US strikes on bridges near Bandar Abbas, trucks use river beds So too can Iran’s military The Battle for Hormuz will not be a cakewalk
23
27
1
319
26,103
خامنه‌ای خود را رهبر «جبهه مقاومت» می‌دانست و انصافاً هم رهبر مقاومت بود؛ مقاومت در برابر زندگی عادی، مقاومت در برابر رفاه، در برابر آزادی، توسعه و صلح؛ و در یک کلام، مقاومت در برابر آدم شدن و مثل آدم زندگی کردن. او دهه‌ها فرصت، توان سیاسی و ثروت ایران را صرف ساختن شبکه‌ای از نیروهای نیابتی کرد. غزه، لبنان، سوریه، عراق و یمن را به آزمایشگاه توهمات ایدئولوژیک خود بدل کرد؛ ایدئولوژی‌ای که وعده عزت می‌داد، اما ویرانی به بار آورد؛ وعده امنیت می‌داد، اما ناامنی آفرید؛ وعده استقلال می‌داد، اما دولت‌های ناکارآمد، اقتصادهای ویران، شهرهای سوخته، نسل‌های آواره و جوامع زخمی بر جای گذاشت. خامنه‌ای به نام «مقاومت»، اشرار منطقه را تسلیح و تقویت کرد، اما از مردم عادی ایران حق یک زندگی معمولی را گرفت. برای او موشک مهم‌تر از مدرسه بود، «عمق راهبردی» مهم‌تر از رفاهِ شهروندان، و دشمن‌سازی مهم‌تر از ساختنِ کشوری که مردمانش بتوانند در آن با امنیت، آرامش و امید زندگی کنند. سرانجام، همان جنگی که سال‌ها به بیرون از مرزهای ایران صادر کرده بود، به داخل بازگشت. راهبردی که قرار بود برای جمهوری اسلامی امنیت بخرد، ناامنی آفرید؛ و سیاستی که به بهانه دور نگه داشتنِ دشمنِ موهوم توجیه می‌شد، در نهایت دشمنانِ واقعی ساخت و جنگ و ویرانی را به خانه آورد. میراث خامنه‌ای فقط ویرانی چند کشور نبود. او «مقاومت» را از مفهومی برای ایستادگی در برابر دشمن، به ایدئولوژیِ مقاومت در برابر زندگی تبدیل کرد؛ مقاومت در برابر آینده، و مقاومت در برابر حق انسان‌ها برای داشتن یک زندگی معمولی.
59
299
14
2,908
74,349
خیلی طول نکشید!
توافق، قرارداد، یادداشت تفاهم یا هر نام دیگری که بر آن بگذارند، به احتمال بسیار زیاد آینده سیاسی دو نفر را خواهد سوزاند: قالیباف در ایران و جی‌دی ونس در آمریکا. هر دو در سودای ریاست‌اند؛ و هر دو پاسوز این معامله خواهند شد.
22
76
3
2,192
74,284
I wrote this a few months ago. Looking back, I think the main argument still holds. The pauses, renewed negotiations, and military action all fit the same pattern: pressure, talks, more pressure. Whether it will ultimately change Tehran’s behavior remains to be seen. But it is becoming harder to argue that Washington had no strategy.
The Iran war is not drift. It follows a coercive sequence: terms, pressure, pause, then renewed pressure. After failed diplomacy and rising nuclear risk, Washington saw force as the remaining option. Whatever its costs, the war is reshaping Iran and the regional balance. Read more: parpanchi.substack.com/p/the…
1
8
65
7,193
Mehdi Parpanchi retweeted
The US has stepped up attacks on Iran. The Iranian government hides most of the damage. It seems they have even hid that the US hit a number of power plants. For whatever reason, the US is also not broadcasting what it has hit. As a result, the attacks are not translating into political pressure for a change in Iran's behavior, and the pro-war camp in Iran continues calling for more aggressive policies.
5
16
4
74
17,594
پیش از آتش‌بس، عملیات آمریکا بیست‌وچهار ساعته بود. شب و روز، در سه شیفت، اهداف خود را در سراسر ایران هدف قرار می‌داد. اما امروز دیگر به چنین حجمی از عملیات نیازی نیست. هر شب، در یک شیفتِ چند ساعته، وارد آسمان ایران می‌شود، هر هدفی را که بخواهد بمباران می‌کند و میدان را ترک می‌کند. شب بعد دوباره بازمی‌گردد و همان چرخه تکرار می‌شود. با رهبریِ داهیانه علی خامنه‌ای که مدعی بود ایران را به قدرت بلامنازع منطقه تبدیل کرده است، جنوب ایران به جنوب لبنان تبدیل شد.
61
95
5
1,558
104,748
The debate in Tehran is no longer just about closing the Strait of Hormuz. It is about destroying the oil that would otherwise pass through it. Analysts close to the IRGC increasingly argue that if Iran is prevented from exporting its oil, the rest of the Gulf should lose that ability as well. Their proposed solution goes far beyond disrupting shipping. It calls for large-scale strikes on Gulf oil fields and energy infrastructure, similar to the attack on Ras Laffan during the war, but on a much larger scale. The aim would be to halt production for months. The reasoning is simple: if there is no oil to export, there will be nothing for the United States to escort through the Strait of Hormuz, and nothing for Gulf states to ship through pipelines or ports that bypass the Strait. Whether this thinking becomes policy is impossible to know. But it should not be dismissed. During the war, many of Iran’s major military decisions first surfaced in these same circles before they were carried out.
20
21
3
142
29,248
Ahmadinejad’s story is either entirely fabricated and planted to sow discord within Iran’s leadership by deepening the already pervasive mistrust among senior officials, or it tells only one side of the story. If the reported details are broadly accurate, there is another plausible explanation that neither the Haaretz nor the New York Times article seriously considers: Ahmadinejad may have appeared to cooperate with the Israelis while simultaneously reporting the contacts to Iran’s intelligence apparatus. In that case, what Israel regarded as a successful recruitment operation may instead have been a double game, or even an Iranian counterintelligence operation. That explanation is not without problems. Given Israel’s deep penetration of Iran’s security establishment, it is possible that the Israelis would eventually have discovered that Ahmadinejad was reporting back. But that does not invalidate the possibility that he was playing both sides, selectively disclosing information to each. We may not have to wait long to learn more. The Islamic Republic’s treatment of Ahmadinejad in the coming weeks and months may provide the clearest indication of which version of the story is closer to the truth.
15
47
6
305
127,769