بهش گفتم اینقدر دوستت دارم که حاضرم دست کنم تو سینهم و قلبمو بهت بدم. گفت لازم نکرده، همین که دست از سرم برداری کافیه.
یکی از غمانگیزترین اتفاقات اینه که ببینی آخرین تماس کسی که دوستش داری، هر روز پایین و پایینتر میره توی لیست تماسهات و تو هیچ کاری جز تماشا کردن این تراژدی نمیتونی انجام بدی.
اینکه رفیق چشم رنگیم یه عکس کلوزآپ از چشمش رو گذاشته پروفایلش عجیب نیست، اینکه عکسش سیاه و سفید هست این عجیبه؛ یعنی خوشم میاد تو انتخاب رفیق درست عمل کردم و همهمون یه تختهمون کمه.
تو جمعی بودم که حالا هر کدوم یه پستی داشتن؛ بحث سر تخلف یه رستوران لوکس شد، طرف گفت مالک رستوران بعد جریمه شدن یه حرف خیلی زشتی زد، که اینم تا ته ماجرا رفته بود. گفتم دستخوش، حالا کدوم رستوران بود که من دیگه نرم اونجا؟ گفت تو گروه خونیت به اون جور جاها نمیخوره، نترس نمیری:||
حقیقتا نظرم نسبت به گرفتن عروسی تغییر کرد؛ قبلا نظر رو این بود که جای عروسی، یه سفر بریم بالی، نه به خاطر مسائل مالی، به خاطر اینکه حس میکردم بهم خوش نمیگذره. ولی الان بستم یه عروسی خفن با حضور پرشمار رفیقهای خودم و همسرم بگیرم، تا صبح بزنیم برقصیم، گور بابای فامیل.
کتوشلوارم رو قبل عروسی یه تن زدم ببینم مشکلی چیزی نداره؛ چندتا عکس هم از خودم گرفتم، بعد یهو یادم اومد دیگه نیست که عکسها رو براش بفرستم تا بگه بهم میاد یا نه.
امشب عروسی قدیمیترین رفیقمه؛ یادمه باهم قرار گذاشته بودیم تا ۴۰ سالگی ازدواج نکنیم. بعد میگن چرا دیگه به هیچکس اعتماد نداری:/
بهش پیام دادم "کاش بشه وقتی که داری ور میری با گوشیت دستت بره رو اسمم"
گفت خیالت راحت، من از ریشه مشکل رو حل کردم، شمارهتو پاک کردم :/
سفری رفتم که خدا فکرشو از سرم بندازه و قدرت فراموشی بهم بده؛ بعد سه روز برگشتم خونه، صبح دو ساعت دنبال سوییچ ماشین میگشتم و پیداش نمیکردم! تو راه اشتباهی یه مسیر دیگه رفتم! رسیدم سرکار رمز سیستمم رو یادم نمیومد! بزرگوار جای یه فلدر زده کل هارد رو فرمت کرده:|
منو ایگنور میکنی دختر خوب؟! از تو گندهتراش منو ایگنور کردن، خدا منو ایگنور کرده، چی فکر کردی پیش خودت؟
بهجز مواردی مثل خیانت و رفتارهای غیراخلاقی، اینکه بعد از تموم شدن رابطه بتونی همچنان برای پارتنر سابقت احترام قائل باشی، پشتش بدگویی نکنی و به نیکی یادش کنی، نشونهی بلوغ عاطفی و شخصیتته؛ اینکه تموم شدن رابطه به معنی بیارزش شدن تمام چیزهای خوبی نباشه که زمانی بینتون وجود داشته.
نشستم خیلی دقیق تعداد روزهای که طی ۱۳ سال اخیر خوشحال بودم حساب کردم؛ ۱۶ روز بوده. میانگین یک و دو دهم روز در هر سال به نظرم آمار خوبیه.


