من تو کلاسم شاگرد کلیمی داشتم یعنی لِلاه میکردی امکان نداشت از خوراکی کسی بذارن دهنشون بعد من دلم میسوخت مثلاً کیک تولد یا خوراکی های جشن یلدا و این چیزا (تو پیشدبستان مرسومه) یواشکی میاوردم شون تو گوشه میگفتم هیشکی نمیفهمه کسی نمیبینه بخور.بچه میگفت نه من نباید بخورم
یکی از کارای پشم ریزونی که برام تعریف کرد این بوده که سالها پیش از پسانداز خودش مقداری طلا خریده بوده، شوهر این خانم طی ماجراهایی به مشکل مالی میخوره و برای پول به خانواده و دوستاش رو میندازه که هیچکدوم عملاً کاری نمیکنن و زمانی که شوهره میخواسته بره زندان/۱
یه رفیقی دارم سیاستش چرچیله
یعنی به حدی که شیطون ازش ایده میگیره فردا یادم بیارید یه چند مورد از حرکتاشو براتون تعریف کنم
شاخه نبات (حافظ اینا) retweeted
یعنی این موقع شب که میشه تو تایم لاین من یه عده دارن شروع جنگ از همین الان تا صبح رو پیشگویی میکنن، باقیشونم که با اجنه درگیرن
#عجب_وضع_کسشریه
اگر روزی تو موقعیتی قرار گرفتی که مجبور به انتخاب بین بیگناه و توبه کار شدی بیگناه رو انتخاب کن نه اونی که از گناه توبه کرده
یعنی این موقع شب که میشه تو تایم لاین من یه عده دارن شروع جنگ از همین الان تا صبح رو پیشگویی میکنن، باقیشونم که با اجنه درگیرن
#عجب_وضع_کسشریه
خواب دیدم خواستگار سابقم از فاصله ی چند سانتیمتری زل زده به صورتم جزییات چهره اش به شکل ترسناکی واضح بودن خطوط دور چشم و چند تار موی سفید که سالها پیش که دیده بودمش وجود نداشتن چیزی نگفت فقط بازومو گرفت وقتی بیدار شدم بازوم کبود بود تا چند روز جاش کبود بود و درد میکرد.
شهرداری شیراز رو انگار یکی زور بالا سرش گذاشته و گفته شهر رو با اسم های «دستغیب» و «بینالحرمین» نامگذاری کن. بیمارستان دستغیب با پایانه دستغیب و شهرک دستغیب هیچ ارتباطی با هم ندارن و حتی نزدیک همدیگه هم نیستن. دو تا هم مجتمع تجاری بین الحرمین داریم یکی جفت شاهچراغ یکی جفت آسونه!
یه بار دبیر ادبیات روی تابلو نوشت:
«شعر، عشق، شعله »
بعدم رو به کلاس پرسید کی میدونه شباهت این سه تا چیه؟ منم خر ذوق دستمو بردم بالا گفتم حرف «ش» .... البته ضایع شدم جواب مد نظر ایشون «خاصیت سوزانندگی مشترک در هر سه مورد بود»
شده کسی با شعر بسوزه؟ یا با عشق؟ امان از نکات کنکوری
الان وقتشه کلیپی از گریه یه میمونی، گربه ای، خری چیزی که عروسکش رو ازش گرفتنو وایرال کنیم، فرانسویا دوست دارن
یعنی این اسم «الهه» رو روی هر دختری گذاشته بودن و آخرش دختره عاقبت بخیر شد
منتا الان یه الهه بی پول، زشت یا چه میدونم توانخواه یا کمک لازم ندیدم
تا قبل از ازدواجم هیچ وقت کسی وسایل شخصیم رو ازم نگرفته بود ..... تا اینکه اومدم تو یه خانواده جدید و هنگ کردم اوایل اینجوری بود که طرف گفت بگو هفت همین جوری گفتم هفت گفت دستبندت رفت .واقعا بست رو دستش .لباس، اکسسوری حتی وسیله ی خونه... به مرور دیدم یا باید جدا بشم یا پررو
دوستان بهترین، مناسب ترین و اقتصادی ترین راه ارسال مواد غذایی به یه شهر دیگه چیه؟ یادمه یه بار دیدم تو پست میگفتن مواد غذایی رو جابجا نمیکنیم! الان من چه جوری دو تا کیسه خوراکی بفرستم تهرون؟
زعتر قبلاً اسم یه نوع جن بود مثلاً میگفتن زعتر جنی
الان میگن بریزیدش تو سالاد 😳😳😳😳
بچه که بودم توی کوچمون یه خونه بود که چند خانواده جنگزده خوزستانی توش زندگی میکردن توشون یه پسره حدود ۶ -۵ ساله عرب بود به اسم فارِس . فارِس فارسی بلد نبود من دستشو میگرفتم با هم میرفتیم بقالی کلی هم فارسی یادش دادم.برگشتن شهرشون قرار بود بره بزرگ بشه.... بیاد. با من عروسی کنه








