یک چیز در گوشی بگم؟
اگه نمایش جدید موزه اسمش هرچیز دیگهای بود هم دیدن کارا همینقدر لذت بخش بود برام.
به نظرم کیوریشن کار نمیکرد، گنجینه کار میکرد.
مشتاقعلیشاه retweeted
😐طرف گفته چطوری تو ۳۰ سالگی سابقتون کمه؟
نمیدونم والا یه روز نشسته بودیم یه دختر رو آوردن گفتن این رییستونه!
از رو تتوی دستش حدس زدم همسن باشیم.
یه ایمیل ازش داشتیم من رفتم تعطیلات مشکلی پیش اومد ایمیل زدم جواب نداد.
برگشتم از همکارام پرسیدم فلانی جواب نداد گفتن مرخصی تحصیلی۱
اسم این نمایشگاه "نگارا" بوده و هرسال هم رویدادی پولی و مناسب برای بخشی از بازار بوده که بدنهی اصلی خود را با آن بیگانه میداند.
امسال و بعد از تجربهی موفق آرتفیر تهران در پاییز گذشته نام خود را به پنجمین آرتفر تهران تغییر داده است.
تف.
مشتاقعلیشاه retweeted
تا آنجا که من اطلاع دارم، این آرتفیر تهران هیچ ارتباطی با بدنه و هنرمندان واقعی جامعه ندارد. دکانیست برای دونپاشی توسط عدهای نوکیسه که اعدادِ نجومی #حراج_تهران به طمعشان انداخته تا هنرجویان جوان را از مسیر خلق و زحمت تفکر منحرف و معاف کنند و کیسهای هم در هنرهای تجسمی بدوزند. البته که نمیشود.
اما یقهی آنهایی را باید گرفت که حراجیها و بازار را تبدیل به «هدف» برای هنرمندان جوانتر کردهاند و «خوب فروختن» را بهجای موفقیت در هنر جا زدهاند. نتیجهی اینجور آرتفیربازیها کمک به نزول سلیقهی جمعی ملت است. پروژهای که در سینمای فرمایشی، تئاتر رانتی و سریالهای کاسبکارانه در شبکهی نمایش خانگی جا افتاده و حالا نوبت هنرهای تجسمیست.
در بازار کتاب هنری تقرییا اندازهی ٢.٣۵ عروسی، آشنا دیدم.
و کلی آدم آرتیست باحال و جدید و چیزای حال خوب کن.
با آقای شاورما فروش دربارهی نسبت فیروز و گوگوش و تفاوت ماهوی اونا با جایگاه شیرین و شهره صولتی در فرهنگ پاپ حرف زدیم و فیروز گوش دادیم.
عشق داد
مشتاقعلیشاه retweeted
برایند قیمت فروش ۱۰۰ اثر از معروفترین و بزرگترین هنرمندان مدرن و معاصر کل ایران شده ۴ میلیون دلار که این روزها قیمت یه واحد آپارتمان نوکیسهای در شمال تهرانه،
بعد یه عده هنوز به جد معتقدن که نه تنها این ارقان بسیار بالاست، بلکه اصن همه ماجرای حراج از بیخ الکی و فقط بهانه پولشوییه.
(یه عده هنرمند هم طبق معمول طلبکارن که چرا مثلا هیچ تکراری و ۶ نسخهای تناولی ۲۸۰ میلیارد فروش میره، اما اثر ۱۰ میلیونی من که شونزده هزار ساعت هم برای خلقش زحمت کشیدم رو ۳ ساله که کسی نمیخره؟ و اگه این ظلم و رانت و بیعدالتی نیست پس چیه؟)
نمیدونم غصه ذهن فقیر اونایی رو بخورم که فکر میکنن ۴ میلیون دلار اصن چیزیه که ممکنه نیاز به پولشویی داشته باشه؟
یا اونی که فکر میکنه با وجود بازار بیصاحاب مسکن و ماشین، حراج هنری ایده خوبی برای پولشوییه؟
یا حتی اون هنرمند بیچارهای که هنوز فکر میکنه ارزش آثار هنری ساعتشمار حساب میشن و هرکی بیشتر کار یدی کنه و وقت پای کارش بذاره لابد لیاقتش هم درآمد بیشتریه؟
از طرفی اما به نظرم نیمه پر لیوان رو در این میشه دید که ثبت رکورد ۲۸۰ میلیارد تومنی (حتی اگر کاملا الکی و دروغ هم باشه) سقف ارزشگذاری [تومنی] آثار هنری در داخل ایران رو عملا ۶ برابر میکنه و شاید این افزایش ارتفاع بتونه کمی اشباعشدگی بازار هنر و تراکم و چگالی شدید قیمتها و ارزشگذاریهاش
رو تلطیف کنه و بستری بسازه تا آثار اصطلاحا blue chip یا به قول ایرانیها “مستر” بتونن به درستی در براکت میلیون دلاری خودشون قرار بگیرن و با هم در تصاحب رکوردهای ۷-۸ رقمی رقابت کنن و براکت زیر میلیون دلار رو برای رقابت و همزیستی باقی هنرمندان باز بذارن، بدون اینکه به کسی بر بخوره.
البته لازم به ذکره که یک یا چند فروش میلیون دلاری قرار نیست بالفطره لنگری برای افزایش قیمت ذاتی تمام آثار هنرمندان در سطوح مختلف بشه، اما میتونه با وسیعتر کردن دامنه قیمتها، فضا رو برای افزایش قیمتهای پلهای و معقول برای تمام سطوح پایینتر از خودش باز کنه.
یعنی مثلا در بازاری که آغداشلوش فرضا ۲۵ میلیارد یا به عبارتی ۱۰۰ هزار دلار و اردشیر محصصش ۱.۵ میلیارد یا حدود ۶ هزار دلاره، از نظر روانی و اصطلاحا sentiment بازار، چندان جایی برای هنرمندان دیگه باقی نمیمونه که کار چند هزار دلاری بفروشن، چون کالکتور و حتی گالریست با خودش میگه خب اگه با این پول میتونم کلانتری بخرم چرا بیام از یه آرتیست جوان خرید کنم به جاش؟
اما وقتی اون blue chipها از دسترس خارج بشن، هم فضا برای قیمتگذاریهای بهتر توسط هنرمندان باز میشه و هم قیمتهاشون از نظر خریداران توجیهپذیرتر خواهد بود.
خلاصه که به قول کریپتوییها
Respect the pump
شما با هوشمصنوعیتون حرف غیر کاری (درد دل، مشاوره، دراما، گپ و گفت و.. ) میزنید؟
35%بله، زیاد
35%پیش اومده ولی کم
24%نه
5%هوش مصنوعیام، دیدن نتایج
62 votes • Final results
















