Fred retweeted
در ازل؛
روحِ مرا با غم ریسیدند!
و زخمه زدند بر تارِ اندوهم…
که ببافند اشک را بر پودِ چشمانم…
تا ابدی گردد غم، بر خیالِ پریشانم…
سارای
Fred retweeted
طایر حوصله پر زد ز قفس رحم کنید
کار صیاد نظر کن که چه با سار کند
عمر در غفلت دیدار تو طی شد هیهات
دست تقدیر چها با دل بیدار کند
نیست در پرده دگر راز که از غلغله عشق
آسمان زمزمه با چرخه اقمار کند
آفتاب از اثر داغ تو در سینه چرخ
روز را تیره چو احوال شب تار کند
نگار...
Fred retweeted
اگر اجازه ندهى آدم ها
نتيجه رفتارهايشان را ببينند؛
تو به امن ترين جاى دنيا
براى بدترين رفتارهايشان تبديل مى شوى…!
📚آدم های سمّی
Fred retweeted
خودم را به خیابان انداختم...
دلم میخواست لای آدمها،
مثلِ وَرقهای بازی
جوری بُر بخورم
که کسی نفهمد چه خالی هستم.
#عباس_معروفی
..
عجیب تنها هستیم و قرار بوده همین باشد؛ خودمان را گول نزنیم،،،!
#چارلز_بوکوفسکی
Fred retweeted
مهربان باش ..
اما از آدم هاے پرتوقع فاصلہ بگیر ..
مقیاست را بہ هم مے زنند ..
حرمت مهرت را مے شڪنند ..
آنان حافظہ ضعیفے دارند ..
خوبے ها را زود فراموش مے ڪنند!
سر به شانه ی پنجره گذاشته بود
زنی دلباخته
که ته فنجان قهوه اش
هزار بار
رفتنت را که دید
#فریبا_غلامیان
Fred retweeted
من اناری را، میکنم دانه، به دل می گویم
خوب بود این مردم، دانه های دلشان پیدا بود…
می پرد در چشمم آب انار
مادرم میخندد
رعنا هم …
#سهراب_سپهری
🌱🌱🌱🌱
تا اینجای پاییز خوشمزه ترین انار امسال بوده 😍




























