|خواست نقاش شود سر از ارتفاعات ولنجک و اقتصاد درآورد|

Joined September 2019
نبايد اتفاق مى افتاد وافتاد. واقعه‌اى رخ داد که هرگز نمى‌توانيم با آن كنار بياييم. تمام وقايع دیگر هم سخت بودند، مردم فقير شده بودند، دستگیر مى‌شدند، مجبور بودند فرار كنند، مجبور بودند روبه فريبكارى بياورند، جان به در ببرند وغيره.
1
1
56
4,926
گویا در حد قابل توجهی گولاخ شدم تو یه جمع تازه‌ای بودم داشتن شغل هر کس رو بر اساس ظاهرش حدس میزدن فکر کردن من مربیم:))
4
55
1,528
وضعیت سوگ جمعی که توش هستیم واقعا جان‌فرسا شده.
1
49
1,154
از درد زیاد مسکن خوردم خوابیدم بیدار شدم خونه تاریک صدای رعد و برق حال کثافت نبودن به از بودن
30
1,101
اقتصاددان پشت دانشکده retweeted
چه معنی داره اینکارا تو ایران؟ اینجا صبح تا شب باید روضه بخونی و تلاش کنی روضه‌خون بهتری نسبت به بقیه روضه‌خون‌ها باشی.
ایونت تنیس تهران.
3
1
44
1,675
وسط جلسه پشت چراغ قرمز تو سرویس بهداشتی شرکت وسط تمرین گریه کردم. زنده‌گی کردن در توانم نیست.
29
875
اقتصاددان پشت دانشکده retweeted
یک چیز جالبی که در نقاشی های مهنوش بادپر برام جالبه برجسته کردن چیزی به نام نگاه کردن به عنوان ابزارِ خشونته. اینکه چگونه سوژه‌های نقاشی بی‌شرمانه به دیگران نگاه می‌کنند و با این کار آن دیگران را به اشیا فرو می‌کاهند (معمولا ایژه‌های این نگاه های خیره صورت و چشم ندارند.)
4
27
4
727
9,522
بیایم اینجا چی بگیم؟ خبر اصلی اینه در حال نظاره‌ی ریده شدن به جوونیمون هستیم.
2
32
1,357
مامان من
بالاخره زنگ زدن، مادرم گفت نگران ما نباش، خوبیم، داریم خونه‌تکونی می‌کنیم برای بهار.
25
2,145
اقتصاددان پشت دانشکده retweeted
ما را دفن‌ کنید، باز هم جوانه خواهیم زد❤️
1
9
334
4,055
چقدر ایرانی بودن باعث افتخارمه.
1
74
1,216
اقتصاددان پشت دانشکده retweeted
یه چیزی تو دلم دوباره جوانه زده... قراره از خوابی که توشم بپرم... برگردم سر خونه زندگیم تو تهران، حیاط‌خلوتمو پر از گیاه کنم... با دوستام تا صبح بنوشم... می‌دونم... من هیچ‌وقت مُردنم رو تو ونکوور تصور نکردم...
67
38
1,702
29,989
دوست دارم یه جا جمع شیم همه با هم گریه کنیم. قلبم دیگه نمی‌کشه.
3
1
57
1,422
واقعا هم اين‌طور بود. حتى گاهی براى ما که جوان بوديم جالب هم بود. انكار نمى‌كنم. اما اين يكى نه. فرق مى كرد. شخصاً هر اتفاق دیگری رامى پذيرم، اما اين يكى را نه. آزادى آزاد بودن | هانا آرنت
17
812
زندگی ما شده محل تفریح برای دنیا. یه روز شرط میبندن جنگ میشه یه روز شرط میبندن توافق میشه.
2
2
63
1,668
چی بگیم؟ چی بنویسیم؟ چی داریم دیگه بگیم؟ واقعا لال شدم و قلبم هزار پاره است.
33
1,490
باید ادامه داد.
1
21
1,188
اقتصاددان پشت دانشکده retweeted
من پیشبینی کرده بودم دم پروازم جنگ بشه 😄 اقا خوبی بدی دیدید حلال کنید
6,100
9,074
6,387
73,234