مرذی retweeted
دلیل اینکه شبا زود نمیرم بخوابم اینه که نمیخوام بپذیرم همه روزم همین بوده، همین اتفاقای معمولی و تکراری . در برابر خوابیدن مقاومت میکنم تا شاید در ادامه شب یه اتفاق جالب افتاد.
مرذی retweeted
دلم میخواست از داستایفسکی بپرسم هیچوقت تو زندگیش اون یه نفرو پیدا کرد که باهاش از همهچیز همونطور حرف بزنه که با خودش حرف میزنه؟
کاش من بتونم پیدا کنم!
مرذی retweeted
انسان به سطحی از ناامیدی که برایش قابل تحمل است رضایت میدهد و آن را شادی می نامد.
[یا این یا آن | کیرکگور]
مرذی retweeted
نوشته بود" اکنون بنظر میرسد که صبور تر شدهام، اما چراغی در وجودم خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند..."
ای کاش، آدمی “اتاق و تختش” را مثل بنفشهها يک روز میتوانست همراه خويشتن ببرد هر کجا که خواست!👩🏻🦯
مرذی retweeted
دیدین تو فیلمای کیارستمی همیشه یهو تو قعر بدبختی یه مرشدی، پیرمرد دکتری، رهگذر دانایی چیزی پیدا میشه چهار کلمه حرف میزنه زندگیتو نجات میده؟ نیاز به یکی از همونا دارم.















