ابزار تنگه تقریبن داره کارکرد خودش رو از دست میده، محاصره دریایی ایران تنگتر و فشردهتر شده، نفت داره به هر شکلی ولو سخت از تنگه عبور میکنه، قیمت نفت بالا نرفت، به مرور شرایط داره تبدیل به روزمره و عادت میشه.
فشارش هم روی گردن من و شماست که درگیر هزینه های ریز و درشتمون هستیم.
یک جایی توی جاده خلخال به اسالم یک محله یا روستایی به اسم اسببونی هست که از اونجا دریا آن تهها توی افق دیده میشه، البته توی عکس حق مطلب ادا نشده ولی وقتی اونجا میایستی یک منظره فوق العاده هست، کوه و جنگ به زمین های صاف میرسه و بعدش هم دریا.
واقعن زیبا و لذتبخشه.
احمثانهترین کار ممکن اینه که بخوای یاد کسی بیاری که براش چکار کردی، اینکه کارهایی که بخاطر دوست داشتنش بوده، یا عمدی یادش نیست یا کلن خُنُک و خنگه و فکر میکنه اون کارا اهمیتی نداشته، در هر صورت شما اینوسط اوسکل ماجرایی، بیخیال شو.
بزرگوار که دستش از دنیا کوتاه شد ولی منش و رفتارش جوری بود که خیلی به توسعه و رفاه اجتماعی اعتقادی نداشت، این رو معادل تن پروری و اسراف میدونست، در حد همون تامین بهداشت عمومی و خدمات عمومی و یک سری چیزهای کمونیستی کافی میدونست انگار، حتی همون هم یک جاهایی لنگ میزد.
برای پسر ۲۵ ساله فامیل در پروژهای در کرمان سفارش کردم بره سر کار پسره گفت یعنی برم کرمان؟!
نسل ماهایی که حتی برای یاد گرفتن مجانی هم کار کردیم گمونم دیگه منقرض شده.
iliya retweeted
ببینید دوستانی که پِت دارید، درسته شما اون رو فرزند خودتون میدونید، ولی حقیقتا دلیل نمیشه وقتی مادری داره از مرگ نوجوون ۱۴ سالهش میگه و اشک میریزه، شرایط رو با مرگ سگ ۱۰ سالهتون مقایسه کنید.
بعدش هم ناراحت بشید که چرا مادر عزادار بهتون توهین کرده و گفته: «نفهمِ بیشعور».
به نظر من پدر و مادر سالم اونهایی هستن که از کودکانشون برای گرفتن لایک و ایمپرشن و یا کسب درآمد در شبکههای مجازی استفاده نمیکنن.
گذر زمان عین پنیر پیتزا می مونه، هر چیزی رو درست(خوشمزه) میکنه، به هر چیزی زمان بدی خودش درست میشه، حقیقت معلوم میشه.
از مدرسه بردن سینما بلوار فیلم دزد عروسکها رو دیدیم، تا یه هفته شبها میخواستیم بریم توالت وسط راه میریدیم به خودمون(توالت ما گوشه حیاط بود) فیلم عجیبی بود در زمان خودش. اکبر عبدی هم مثل همیشه فوقالعاده. جادوگر هم که آزیتا حاجیان بود.
الان دیگه نه اکبر عبدی هست نه سینما بلوار.
همونجای رابطه که دیدی طرف گل میکشه یا هر مخدر دیگه، بلاکش کن پاشو برو دنبال زندگیت، البته اگر واقعن زندگیت برات مهمه.
+ اونایی که گل میکشن مغزشون تموم میشه.
یه سری چیزها هم دیگه ته بدشانسیه.
موتور کنار اتوبان میخواست رد بشه راه نبود هی بوق میزد اینم نمیتونست راه بده، یه جا موقع رد شدن با لگد میزنه آینه این رو میشکنه اینم اون لحظه کلهش خراب بوده یا هرچی یهو فرمون میگیره سمت موتور موتور میخوره به سکوی بتونی کنار اتوبان. یارو کماست.









