koorosh ranjbar (@zarbindaar) header
koorosh ranjbar (@zarbindaar) profile picture

لازم نیست عجله کنیم. لازم نیست بدرخشیم. لازم نیست کسی باشیم مگر خودمان. *** ویرجینیا ولف ترجمۀ فرناز حائری

Joined December 2024
Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)
حوضِ خانه‌ی ترابی. ... اگر دوست دارید این عکس‌ها رو داشته باشید لطفا پیام بدین. کارهای بیشتر در اینستاگرام: instagram.com/kooroshranjbar…
1
5
2
62
4,327
طراحی امروز ممنون میشم ریتوییت کنید❤️
2
52
149
1,989
اصرار به ویدیوگرفتن وقت کمک رو متوجه نمی‌شم. یکی افتاده می‌خوان بلندش کنند یا خودش داره فیلم می‌گیره یا همراهش، چیزی افتاده تو سوراخی و جایی یه دست موبایل و یه دست در حال گشتن اون چیز. دعوا شده و می‌خواد سواشون کنه ویدیو هم می‌گیره.
13
177
موقع نوشتن بخاری ناخودآگاه به ذهنم اومد بخارای من و یاد کتاب بخارای من، ایل من نوشته‌ی محمد بهمن‌بیگی افتادم. بخارا معانی مختلفی داره، مشتق از بخار به معنی بسیار‌علم است و قدیما دانشمندان زیادی در اون ناحیه زندگی می‌کردند.
بخاری من درست شد، بخاری بابا رفت تعمیرگاه. بخاری کارگاه رو دادم بابا تا مال خودش درست بشه. برعکس پدرم من اصلا به چیزی که بلد نیستم دست نمی‌زنم ولی تعمیرکار می‌گفت فندک رو باز کردی. گفتم دست نزدم باور نکرد. دیگه ادامه ندادم، بذار فکر کنه باز شده بود.
2
19
347
دو تا قلم‌فلزی سفارش دادم که قراره از بسطام به دستم برسه. برام جالب بود که آرتیست مورد نظر در بسطام زندگی می‌کنه. از این شهر کوچک خوشم می‌آد و جزو برنامه‌هامه یه مدت حوالی بسطام و خرقان زندگی کنم. این هم شاید نشانه باشه یادم انداخت فراموشش نکنم.
27
212
طاقت سرما رو اصلا ندارم و این مدت با لباس زیاد تو خونه می‌گشتم. گرمای آتش تو هوای سرد واقعا دلچسبه.
8
109
بخاری من درست شد، بخاری بابا رفت تعمیرگاه. بخاری کارگاه رو دادم بابا تا مال خودش درست بشه. برعکس پدرم من اصلا به چیزی که بلد نیستم دست نمی‌زنم ولی تعمیرکار می‌گفت فندک رو باز کردی. گفتم دست نزدم باور نکرد. دیگه ادامه ندادم، بذار فکر کنه باز شده بود.
1
16
520
جالبه که یهو باد گرم شده و از اون سرمای چند ساعت پیش کم شده و نشونه‌ی خوبی نیست.
توفان داره شروع می‌شه و گویا قراره ده‌پونزده درجه هوا سردتر بشه. بخاری من هم بازی درآورده روشن نمی‌شه. تعمیرکار هم گفته فردا می‌آد. خواب قشنگی هم دیدم که کاش واقعی بشه.
13
226
برای خرید سیم و زنجیر و نخ رفتم پاساژ و کلی دکمه‌ی قشنگ دیدم. چقدر این چیزها رو دوست دارم. فعلا فقط تماشا می‌کنم. چوب، چسب، دکمه، پارچه، سنگ، رنگ. مداد، کاغذ و بوم و مقوا. نیاز دارم یه سوله‌ی کوچیک بخرم و کار کنم.
23
245
توفان داره شروع می‌شه و گویا قراره ده‌پونزده درجه هوا سردتر بشه. بخاری من هم بازی درآورده روشن نمی‌شه. تعمیرکار هم گفته فردا می‌آد. خواب قشنگی هم دیدم که کاش واقعی بشه.
1
17
417
چقدر دنیای ابزارآلات رو دوست دارم. هروقت برای خرید چیزی می‌رم چند دقیقه به تمام وسایل موجود مغازه‌ها نگاه می‌کنم و لذت می‌برم. رنگ‌فروشی، پارچه‌فروشی. گوهرسنگ‌ها خیلی جذاب هستند.
34
299
koorosh ranjbar retweeted
پرواز
1
81
567
پنج دقیقه پیش دیدم صدای در هال اومد. شبا قفل می‌کنم، مخصوصا که پدرم نیست. با احتیاط چاقو به دست جلوی اتاقم بودم که در باز شد و پدرم اومد تو. متخصص سکته‌دادنه. چند روزی سفر رفته بود دوازده شب تصمیم گرفت برگرده خونه.
1
27
268
koorosh ranjbar retweeted
Gabriel Pacheco (He is a painter and illustrator mexican artist). #gabrielpacheco
2
75
393
4,042
koorosh ranjbar retweeted
شماره‌ی هفت مجله‌ی منگنه رو هم درآوردیم. تو این شماره، یکی از داستان‌هام که خیلی‌ دوستش دارم یعنی «خودکشی جمعی دلفین‌ها» منتشر شده. سه تا داستان خوب فارسی دیگه، دو تا داستان غیرفارسی و چندتا جستار و یادداشت و نقاشی هم داریم. از اینجا رایگان دانلود کنین: t.me/Manganeh_mag/45
2
1
20
370
koorosh ranjbar retweeted
منتشر شد ▨ خرده مقالات بیست مقاله در مباحث لغوی، ادبی، و تاریخی نوشتهٔ سیّد احمد رضا قائم‌مقامی (از مجموعهٔ پژوهشهای ایرانی) ۲۸۳ صفحه/ شومیز، رقعی/ چاپ اول ۱۴۰۵ دانلود نمونه: bamdadbooks.com/product/%d8%…
3
1
20
758
بعضی از پست‌هایی که دوستان می‌نویسند مقاله است. روده‌درازی می‌کنند.
1
1
14
195
دو خط تلفن خونه‌مون یهویی قطع شده و دلیلش رو نمی‌دونم.دیدم وای‌فای قطع شده تلفن رو چک کردم بوق نداشت.
2
9
246
مدیر نشر چترنگ به منشی‌اش گفته تلفن‌های من رو وصل نکنه، پس لازمه به کتابفروشی‌ها و مخاطبان یادآوری کنم: ناشر بابت ترجمهٔ این کتاب‌ها هیچ پولی به من نمی‌پردازه و سهمیه‌ام از تجدیدچاپ رو نمی‌ده و حقوق مادی این‌ها رو تماماً برای خودش برداشته و درضمن نمی‌ذاره قراردادهام رو فسخ کنم.
Replying to @Nima_M_Ashrafi
خیلی پرفروشم هست. پس دیگه تو کتاب‌فروشی موجود نمی‌کنیم...
20
73
4
702
15,608
koorosh ranjbar retweeted
happy November illus. Hergé
27
1,054
41
6,706
126,564
بدون عنوان ... امروز هوای جنگل کردم و با دوستی رفتیم جنگل گشت و گذاری کردیم. این قارچ‌ها من رو فریفته‌ی خودش کرد. عکاسی کردم و نشستیم و صحبت کردیم و موقع برگشت مسیر اصلی رو گم کردیم و پنج کیلومتر دورتر از جایی که ماشین ما بود دراومدیم. سکوت دلچسبی رو تجربه کردیم.
1
34
360