HER (@MsQATEL) header
HER (@MsQATEL) profile picture

هستیم که باشیم language explorer,eng teacher,gamer,art maker,hand pan player ,BioMed stu(by now),newcomer logotype designer

Heaven❔
Joined August 2026
Photo by HER (@MsQATEL)Photo by HER (@MsQATEL)Photo by HER (@MsQATEL)Photo by HER (@MsQATEL)Photo by HER (@MsQATEL)Photo by HER (@MsQATEL)Photo by HER (@MsQATEL)Photo by HER (@MsQATEL)Photo by HER (@MsQATEL)Photo by HER (@MsQATEL)
Pinned Tweet
من دنبال رزومه برای طراحی لوگو و پوستر یا بنر هستم دوستان اگر مشتاق بودین میتونم براتون رایگان طراحی لوگو انجام بدم❤️
7
3
2
41
6,266
کلمه کاربردی ای که امروز یاد گرفتم و برام جالب بود Ineffable تاحالا شنیده بودید؟
یه کلمه انگلیسی جدید یاد گرفتم که میخوام یادتون بدم Infamous معنیشو میدونین؟
1
5
190
HER retweeted
به چه امید زنده ای؟
9
1
20
562
Hi 🇮🇷 #Halloween
ولی من امسال اولین سالیه برای هالووین یه میکاپ میخوام بزنم:)
14
186
HER retweeted
دختری که پارتی ندیده رو ول کردی رفتی با دختری که پارتی ای نبود ندیده باشه دسسسسسخوشششش!
3
1
19
421
فردا قراره برای اولین بار تو مراسم غم یه دوست شرکت کنم Any tips?
دو روز پیش یه خبر رسید بم از یکی از دوستام که از دبستان باهم بزرگ شدیم تا دبیرستان هم تو یه مدرسه بود… متاسفانه مامان مهربون و خوش قلبش توی دوماه توسط سرطان خون آسمونی شده… واقعا شوکم!حتی نتونستم تماس بگیرم… لباس مشکی و تصور اون اتفاق برای خودم(خدانکرده)از درون عذابم میده!
1
4
206
HER retweeted
معنی اسمت چیه؟
54
1
36
3,331
HER retweeted
به مناسبت هالووین بیاین خاطره ترسناک تعریف کنیم…
5
1
1
20
1,319
HER retweeted
اگر میدونی این چه سکانسیه بیا باهم دوست بشیم.
2
1
16
404
HER retweeted
من دنبال رزومه برای طراحی لوگو و پوستر یا بنر هستم دوستان اگر مشتاق بودین میتونم براتون رایگان طراحی لوگو انجام بدم❤️
7
3
2
41
6,266
مفیییید 505 تا فالور دارم
مفیییید 404 تا فالور دارم
14
250
Art vs artist🤍
Art vs artist🤍
8
24
344
Replying to @MsQATEL
متاسفانه یا خوشبختانه کرم دیدن جن و اینارو دارم دوس دارم ببینم پارسال توی شمال ساعت ۱ نصف شب زدیم بیرون ک یکم راه بریم اونجا ی حالت روستا مانند بود ینی اون تایم هیچکی نبود جز ما ، ی لحظه دیدم یچیز شیری رنگ داره لا ب لای درختا کنار ما هی با سرعت میره میاد فک کردم توهم زدم
1
1
3
87
تو بابل درس میخوندم، پایینِ اوپن شُل رو مبل خوابم گرفتم و سرم پایین افتاد و رفتم، خواب دیدم جنا اومدن خونه میرقصن. هی از خواب پا میشدم اما از ترس چشمم رو نمیتونستم باز کنم؛ باز میخوابیدم زود صبح شه. سه چهار باری شد این موضوع. فضای خونه گرم بود با اینکه پنجره باز بود و زمستون بود. تو این خواب و بیداریا فکر میکردم من کی پنجره رو باز کردم؟ صدای بشقاب اینا از پشت سر میومد تو آشپزخونه. بدنم لمس بود و حتی کله‌م رو نمیتونستم تکون بدم. بهم میگفتن پاشو بیا برقص و من برای اینکه روبرو نشم با چیزی که دورم بود سرم رو حتی بالا نمیاوردم و تو خواب، خودم رو به خواب زده بودم. بار آخری که بیدار شدم صبح بود. پنجره بسته بود. خون یخخخخ. بدنم خشک بود. من اصلا غیر افقی کامل خوابم نمیبرد، چجوری ۱۰-۱۲ ساعت تونسته بودم نشسته رو مبل بخوابم. سر کوچه یه سوپر مارکت بود و یه پسر بابلی به نام مجتبی اداره‌ش میکرد. کتابخون بود و دوست شده بودیم. رفتم پیش مُجتَب، گفتم مجتب، اینجوریه داستان. میخواستم دستم بندازه اما واکنش صورتش هنوز منو میلرزونه. خشک شد در جا. گفت نرو خونه یه چایی کیسه‌ای داد بهم بخورم؛ زنگ زد به یکی. بهم گفت این یه درویشه که میشناسمش از طریق بابام. با درویش یه چیزایی گفت؛ من رفتم بیرون چایی و سیگار زدم. اومد گفت برو دانشگاهی جایی، من یه سری کارای مغازه رو باید بکنم، عصر بیا بریم یه جایی. عصر برگشتم پیشش، هوا داشت تاریک میشد. ترک موتورش نشستم و رفتیم کنار زمینای کشاورزی. هوا کامل تاریک شده بود. حتی نمیتونستم بپرسم الان باید اینجا چی کار کنیم. چایی ریخت از تو فلاسکش و خوردیم و سیگار کشیدیم. گفت همین! باید میومدیم اینجا. گفتم چرا؟ گفت: یارو بهم نگفت. گفت برید یه سر بزنید دم فلان جا. گفتم مجتب من شب تنها عمرا نرم اون خونه. پاشو بیا باهام. یکی دو شبی رو گذروند خونه من، یکی دو شب هم باقی دوستان و گاه من میرفتم خونه‌ی کسی. تا از سرم افتاد.
به مناسبت هالووین بیاین خاطره ترسناک تعریف کنیم…
2
1
9
365
یه بلاک ریپورتمون نشه؟
4
10
610
اگر میدونی این چه سکانسیه بیا باهم دوست بشیم.
2
1
16
404
☕️
2
24
393
بچه ها علم خیلی خوبه حتما دانلود کنید
1
14
286
به چه امید زنده ای؟
9
1
20
562
میتونم توییت بزنم جواب منشنارو نمیتونم بدم چه وضعشه
1
11
272
به مناسبت هالووین بیاین خاطره ترسناک تعریف کنیم…
5
1
1
20
1,319