مغموم (@patheticnote) header
مغموم (@patheticnote) profile picture

Et moi, ce cerf qui voulait arrêter un train avec ses bois!

تاریکی
Joined July 2013
Photo by مغموم (@patheticnote)Photo by مغموم (@patheticnote)Photo by مغموم (@patheticnote)Photo by مغموم (@patheticnote)Photo by مغموم (@patheticnote)Photo by مغموم (@patheticnote)Photo by مغموم (@patheticnote)Photo by مغموم (@patheticnote)Photo by مغموم (@patheticnote)Photo by مغموم (@patheticnote)
بالاخره دفاع کردم! تقدیم به تو محسن، تو ای برادر کوچک‌تری که نداشتم.
47
82
9
6,109
99,953
مغموم retweeted
somewhere between a hug and a dream.
9
2
63
2,224
مغموم retweeted
little things, lovely things.
3
13
1
117
2,631
مغموم retweeted
62
1,913
73
29,173
319,803
مغموم retweeted
129
3
849
9,998
مغموم retweeted
14
272
56
3,826
92,200
مغموم retweeted
13
891
29
4,427
76,955
5
139
8
2,019
38,113
مغموم retweeted
لااقل یه روز بارون نیومد ما دلمون خوش بشه به این زندگی گوه.👎🏻
2
3
72
931
عاشق بودن واقعا پدیده عجیب، جالب و فوق‌العاده‌ایه. یعنی چی که می‌تونی آدمی دیگر رو طوری دوست بداری که همه‌ی تن و روح و وجودت برای دیدن و کنارش بودن پر بکشه.
2
3
1
44
632
مغموم retweeted
112
12
729
11,072
مغموم retweeted
Giacomo Leopardi - Dialogue Between Nature and an Icelander - 1824: «زمانِ تلخ و غم‌انگیز پیری نزدیک می‌شود شرّی واقعی و آشکار انبوهی از رنج‌ها و مصیبت‌های بسیار سنگین.»
5
1
51
520
مغموم retweeted
بزرگسالی ام بیخوده ها. قلبت تیکه تیکه شده، شب سقف اتاق رو قفسه سینت بوده انگار، نه خوابیدی نه چیزی خوردی، اما صب باید پاشی بری دنبال زندگی و نون چونکه ازت مراقبت نمیشه و مسئول خودتی
2
3
76
مغموم retweeted
مهمترین مزیت بالارفتن سن بیشتر شدن قدرت پذیرشه مسئله‌ای که در ۲۲ سالگی به خاطرش یک هفته تو سر خودت میزنی در ۲۹ سالگی خم به ابروت هم نمیاره.
4
1
89
1,876
مغموم retweeted
36
5,887
181
24,703
381,422
مغموم retweeted
11
526
56
7,010
92,251
50
438
4,869
هر دردی پایانی دارد، به‌جز امیدواری!
9
1
102
2,111
استادِ گریه‌های نامنظم در تاکسی‌های اینترنتی ِ بدون کولر، بدون امید و آینده...
1
78
احساس طرفدارِ تیمی که با چند گل از حریف عقب است اما دل‌خوش کرده به دو سه دقیقه وقتِ اضافه. آن‌جا که اگرچه باخت را قبول کرده‌ اما هنوز، قطعِ امید نکرده‌. امیدی واهی و کشنده. اما امیدِ واهی هنوز -هم- امید است دوست من! چرا که می‌دانی تا سوت پایان را نزده‌اند هنوز -قطعا- نباخته‌ای...
1
1
40
از سر کار برگشتم، هوا هنوز روشن بود. یه کم روی تخت دراز کشیدم، خوابم برد. بیدار شدم، هوا تاریک شده بود. یه حال کثافتی؛ فکر کردم صبح شده و خواب موندم، درست مثل دوران مدرسه. انگار از ماتریکس خارج شده‌ام. کمک.
2
78
1,017